اسلام كعب بن زهير شاعر معروف - Maghaleh
 
 
 












 

 

اسلام كعب بن زهير (1) شاعر معروف

كتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 591

نويسنده: رسولى محلاتى

پدرش زهير بن أبى سلمى از شعراى معروف عرب و سراينده يكى از«معلقات سبعه»بود كه قصيده‏اش مدتها پيش از نزول قرآن به‏ديوار كعبه آويخته بود و يكى از شاهكارهاى ادبى آن زمان به شمار مى‏رفت.زهير بن ابى سلمى دو پسر داشت يكى به نام بجير و ديگرى به نام كعب كه اين هر دو مانند پدرشان زهير شاعر بودند و در مدح و ذم افراد شعر مى‏سرودند.بحير مدتها قبل از فتح مكه مسلمان شده بود و در سلك مسلمانان به سر مى‏برد،ولى كعب در زمره دشمنان اسلام زندگى مى‏كرد و تا جايى كه مى‏توانست با شعر و نثر مردم را نيز عليه رسول خدا تحريك مى‏نمود.

پيغمبر اسلام دستور تعقيب و قتل شاعرانى امثال كعب را كه در هجو و مذمت او شعر مى‏گفتند و از اين راه موانعى سر راه پيشرفت اسلام ايجاد كرده و ضربه مى‏زدند صادر كرده بود و يكى از آنان نيز در جريان فتح مكه به دست مسلمانان به قتل رسيد و دو تن ديگر از اين شاعران فرارى بودند.

بجير كه پس از فتح مكه نگران وضع برادرش كعب بود و مى‏ترسيد به دست مسلمانان بيفتد و به سزاى تحريكاتى كه عليه پيغمبر اسلام كرده و اشعارى كه در هجاى آن حضرت سروده به قتل برسد،نامه‏اى به او نوشت كه اگر به حيات و زندگى خود علاقه‏مند هستى خود را به مدينه برسان و اسلام بياور و در پيشگاه پيغمبر اسلام از اعمال گذشته خود توبه كن كه پيغمبر مرد رؤف و مهربانى است و هر كس نزد او اظهار ندامت نموده و توبه كند او را مى‏بخشد.

اين نامه خير خواهانه كه به كعب رسيد تصميم گرفت به پيشنهاد برادرش بجير عمل كند و خود را به مدينه و رهبر بزرگوار اسلام رسانده مسلمان شود و از كرده‏هاى گذشته خود پوزش بخواهد و به همين منظور قصيده‏اى مشتمل بر پنجاه و هشت بيت در مدح رسول خدا(ص)سرود كه مطلعش اين بود:

بانت سعاد فقلبى اليوم مبتول‏ 
متيم اثرها لم يفد مكبول (2)

و پس از ابياتى كه در وصف سعاد به رسم شاعران ديگر گفته به عنوان عذر خواهى از گذشته خود گويد:نبئت ان رسول الله أو عدنى‏ 
و العفو عند رسول الله مأمول‏ 
مهلا هداك الذى اعطاك نافلة 
القرآن فيها مواعيظ و تفصيل

به من گزارش دادند كه رسول خدا(ص) مرا تهديد كرده است در حالى كه عفو و گذشت از پيامبر مطلوب و مورد آرزوست.

و تا آنجا كه در وصف پيغمبر اسلام(ص)گويد:

ان الرسول لنور يستضاء به‏ 
مهند من سيوف الله مسلول‏ 
فى عصبة من قريش قال قائلهم‏ 
ببطن مكة لما اسلموا زولوا (3)

يعنى پيامبر مشعل فروزانى است كه در پرتو آن جهانيان براه راست هدايت مى‏شوند و از شمشيرهاى برهنه الهى است كه همه جا با پيروزى كامل توأم است.

سپس كعب خود را به مدينه رسانيد و به خانه مردى از قبيله«جهينه»كه با او سابقه رفاقت داشت وارد شد و آن مرد«جهنى»نيز چون صبح شد او را به مسجد آورد و هنگامى كه نماز صبح به پايان رسيد كعب برخاسته پيش روى پيغمبر آمد و نشست و سپس معروض داشت اى رسول خدا كعب بن زهير به مدينه آمده و مسلمان شده و از كارهاى گذشته خود پشيمان گشته مى‏خواهد به نزد شما بيايد و توبه كند،آيا او را مى‏پذيرى؟

فرمود:آرى

در اين موقع كعب خود را معرفى كرده گفت:من كعب بن زهير هستم و آن گاه قصيده خود را خواند و رسول خدا از او درگذشت.

پى‏نوشت:

1.آمدن كعب بن زهير را كه به مدينه برخى در حوادث سال هشتم هجرت ذكر كرده‏اند و آنچه را ما اختيار كرديم بر طبق گفتار كامل ابن اثير است.

2.«سعاد»نام دختر عموى كعب و زن مورد علاقه اوست و چون رسم شاعران نامى عرب غالبا اين بود كه قصيده‏هاى خود را با نام معشوقه خويش آغاز مى‏كردند در اينجا نيز كعب از اين سنت پيروى كرده گويد:

[سعاد از من دور شده و دل من امروز در فراق او بيمار و ناتوان و گرفتار است و راهى براى آزادى خود ندارد!]

3.تمامى قصيده كعب را ابن هشام در سيره،ج 2،صص 513ـ503،نقل كرده است.

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما