حضرت على(ع) در غار حرا - Maghaleh
 
 
 












 

 

حضرت على(ع) در غار حرا

كتاب: فروغ ولايت ص 19 تا 21

نويسنده: استاد جعفر سبحانى

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم پيش ازآنكه مبعوث به رسالت‏شود، همه ساله يك ماه تمام را در غار حرا به عبادت مى‏پرداخت ودر پايان ماه از كوه سرازير مى‏شد ويكسره به مسجد الحرام مى‏رفت وهفت‏بار خانه خدا را طواف مى‏كرد وسپس به منزل خود باز مى‏گشت.

در اينجا اين سؤال پيش مى‏آيد كه با عنايت‏شديدى كه پيامبر نسبت‏به حضرت على داشت آيا او را همراه خود به آن محل عجيب عبادت ونيايش مى‏برد يا او را در اين مدت ترك مى‏گفت؟

قراين نشان مى‏دهد از هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليه السلام را به خانه خود برد هرگز روزى او را ترك نگفت.مورخان مى‏نويسند:

على آنچنان با پيامبر همراه بود كه هرگاه پيامبر از شهر خارج مى‏شد وبه كوه وبيابان مى‏رفت او را همراه خود مى‏برد. (1)

ابن ابى الحديد مى‏گويد:

احاديث صحيح حاكى است كه وقتى جبرئيل براى نخستين بار بر پيامبر نازل شد و او را به مقام رسالت مفتخر ساخت على در كنار حضرتش بود.آن روز از روزهاى همان ماه بود كه پيامبر براى عبادت به كوه حرا رفته بود.

امير مؤمنان، خود در اين باره مى‏فرمايد:

«ولقد كان يجاور في كل سنة بحراء فاراه ولا يراه غيري...». (2)

پيامبر هر سال در كوه حرا به عبادت مى‏پرداخت وجز من كسى او را نمى‏ديد.

اين جمله اگر چه مى‏تواند ناظر به مجاورت پيامبر در حرا در دوران پس از رسالت‏باشد ولى قراين گذشته واينكه مجاورت پيامبر در حرا غالبا قبل از رسالت‏بوده است تاييد مى‏كند كه اين جمله ناظر به دوران قبل از رسالت است.

طهارت نفسانى حضرت على عليه السلام وپرورش پيگير پيامبر از او سبب شد كه در همان دوران كودكى، با قلب حساس وديده نافذ وگوش شنواى خود، چيزهايى را ببيند واصواتى را بشنود كه براى مردم عادى ديدن وشنيدن آنها ممكن نيست; چنانكه امام، خود در اين زمينه مى‏فرمايد:

«ارى نور الوحي و الرسالة و اشم ريح النبوة‏». (3)

من در همان دوران كودكى، به هنگامى كه در حرا كنار پيامبر بودم، نور وحى ورسالت را كه به سوى پيامبر سرازير بود مى‏ديدم وبوى پاك نبوت را از او استشمام مى‏كردم.

امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:

امير مؤمنان پيش از بعثت پيامبر اسلام نور رسالت وصداى فرشته وحى را مى‏شنيد.

در لحظه بزرگ وشگفت تلقى وحى پيامبر به حضرت على فرمود:

اگر من خاتم پيامبران نبودم پس از من تو شايستگى مقام نبوت را داشتى، ولى تو وصى ووارث من هستى، تو سرور اوصيا وپيشواى متقيانى. (4)

امير مؤمنان در باره شنيدن صداهاى غيبى در دوران كودكى چنين مى‏فرمايد:هنگام نزول وحى بر پيامبر صداى ناله‏اى به گوش من رسيد; به رسول خدا عرض كردم اين ناله چيست؟ فرمود: اين ناله شيطان است وعلت ناله‏اش اين است كه پس از بعثت من از اينكه در روى زمين مورد پرستش واقع شود نوميد شد. سپس پيامبر رو به حضرت على كرد وگفت:

«انك تسمع ما اسمع و ترى ما ارى، الا انك لست‏بنبى و لكنك لوزير». (5)

تو آنچه را كه من مى‏شنوم ومى‏بينم مى‏شنوى ومى‏بينى، جز اينكه تو پيامبر نيستى بلكه وزير وياور من هستى.

پى‏نوشت‏ها:

1- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج‏13، ص‏208.

2- نهج البلاغه، خطبه‏187(قاصعه).

3- پيش از آنكه پيامبر اسلام از طرف خدا به مقام رسالت‏برسد وحى وصداهاى غيبى را به صورت مرموزى، كه در روايات بيان شده است، درك مى‏كرد. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج‏13، ص‏197.

4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج‏13، ص‏310.

5- نهج البلاغه، خطبه قاصعه.

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما