توليت اوقاف پدر توسط امام حسن(ع) - Maghaleh
 
 
 












 

 

توليت اوقاف پدر

کتاب: حقايق پنهان، ص 127

نویسنده: احمد زمانی

امام حسن(ع)فرزند بزرگ اميرالمؤمنين، داراي صفات برجسته اي همچون لياقت، شجاعت، شهامت، صداقت، تقوا، تجربه، آگاهي و بردباري و... بود. او در دامن رسول خدا(ص)تربيت يافته و بيش تر غزوات و درگيري هاي صدر اسلام را كه در آخرين دهه عمر رسول خدا(ص)تحقّق يافت، ديده بود. آن بزرگوار در كنار پدر، با حوادث آن دوران خوي گرفت، بدان جهت در راه پيشبرد اسلام هيچ گونه ترس و وحشت در وجود آن بزرگوار راه نمي يافت و در زمان حيات و حكومت اميرالمؤمنين(ع)دوشادوش آن حضرت در مشكلات شركت داشت و مسؤوليت هاي گوناگوني را بر عهده گرفت كه به صورت اجمال آن ها را مي آوريم:

 توليت موقوفات و صدقات.

امام حسن(ع)طىّ حكمي از سوي اميرالمؤمنين علي(ع)سرپرستي و توليت اوقاف را بر عهده گرفت.
در يكي از أوامر (و وصاياى) آن بزرگوار آمده است:.
(هَذا ماأَمَرَ بِهِ عَبْدُاللّهِ عَلِىُّ بْنِ أَبِى طالِبٍ أَمِيرِالمُؤْمِنِينَ فِى مالِهِ، ابْتِغاءَ وَجْهِ اللّهِ، لِيُولِجَهَ بِهِ الجَنَّةَ ويُعْطِيَهِ بِهِ الأَمَنَةَ.
منها: فَإِنَّهُ يَقُومُ بِذلكَ الحَسَنُ بْنُ عَلِى يَأْكُلُ مِنْهُ بِالمَعْرُوفِ وَيُنْفِقُ مِنْهُ بِالمَعْرُوفِ، فَإِنْ حَدَثَ بِحَسَنٍ حَدَث وَحُسَيْن حَىّ، قامَ بِالأَمْرِ بَعْدَهُ وَأصْدَرَهُ مَصْدَرَهُ.
وإِنَّ لأبنَىْ فاطِمَةَ مِنْ صَدَقَةِ عَلِىٍ‏ّ مِثْلَ الَّذِى لِبَنى عَلِىٍ‏ّ، وَإِنِّي إنَّما جَعَلْتُ القِيامَ بِذلكَ إِلي ابِنْى فاطِمَةَ ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللّهِ وقُرْبَةً إلَي رَسُولِ اللّهِ(ص)وَتَكْرِيماً لِحُرْمَتِهِ وتَشْرِيفاً لِوُصْلَتِهِ. وَيَشْتَرِطُ عَلَي الَّذِى يَجْعَلُهُ إلَيْهِ أَنْ يَتْرُكَ المالَ عَلي أُصُولِهِ، وَيُنْفِقَ مِنْ ثَمَرِهِ حَيْثُ أُمِرَ بِهِ وهُدِىَ لَهُ، وأَنْ لايَبِيعَ مِنْ أَوْلادِ نَخِيلِ هذِهِ القُري وَدِيَّةً حَتّي تُشكِلَ أَرْضُها غِراساً
(1)؛.
اين فرماني است از بنده خدا، علىّ بن أبي طالب أميرالمؤمنين، درباره دارايي خود به خاطر به دست آوردن خشنودي خدا. نخستين كسي كه اين فرمان را انجام مي دهد، حسن بن على است. او از اين اموال بر اساس مباني صحيح شرعي بهره مي گيرد و انفاق مي كند. اگر براي حسن پيش آمدي روي داد و حسين زنده بود، او بايد اين كارها را انجام دهد و جانشين برادرش گردد. بدانيد كه بهره فرزندان فاطمه از صدقات علىّ درست مانند بهره ساير فرزندان على است و اين كه سرپرستي آن را به پسران فاطمه واگذار نمودم، به خاطر خدا و به خاطر تقرب به رسول خدا ذو بزرگداشت حرمت او و احترام پيوند خويشاونديشان به او مي باشد. با كسي كه اين اموال در دست اوست، شرط مي كنم كه اصل مال را حفظ كند و تنها از ميوه و درآمدش در آن راهي كه به او دستور داده ام انفاق كند و از نهال هاي نخل چيزي نفروشد تا همه سرزمين، يكپارچه زير پوشش نخل قرار گيرد و آباد شود.).
اين فرمان بعد از برگشت از صفين صادرشده و ابلاغ آن، جنبه دستوري و حكمي دارد. و مضمونش مي رساند كه حكم تصدّي أموال شخصي اميرالمؤمنين(ع)نبوده، بلكه اموال امام و حاكم است كه بايد براي حفظ امامت و زعامت و خاندان پرفضيلت اهل بيت حفظ شود و حقوق و صدقات به اهلش برسد. بايد گفت كه اين منصب يكي از مسووليتها و شؤون امامت است كه آن را اختصاص به إمام حسن و سپس امام حسين(ع)مي دهد، اگر غير از اين باشد، (ابتغاء وجه اللّه) و (تكريماً لحرمته) معنايي ندارد.
سخن ديگر اين كه معمولاً در بسياري از صدقات و موقوفات، (موقوف عليهم) يعني كساني كه صدقات و موقوفات بايد براي آن ها مصرف شود، معيّن و مشخّص شده است و اين ها سادات و بني الحسين(ع)بودند و يا فقرا و حجاج بيت الله الحرام و موارد ديگر (كه توضيحش خواهد آمد)؛ لذا هيچ ترديدي وجود ندارد كه حكم امام(ع)به فرزندش جهت اموال شخصي نبوده، بلكه اموال و موقوفات و صدقات عمومي بوده است كه در بحث آينده به آن ها اشاره خواهد شد.

موقوفات و صدقات علىّ بن أبي طالب(ع)و...

با نگاه اوليّه به فرمان اميرالمؤمنين(ع)چنين گمان مي رود كه اين فرمان، همانند وصيت و سفارش شخصي افراد درباره اموال شخصي است تا بعد از مرگ، اختلاف و جدايي در ميان ورثه نيفتد، ليكن بعد از تعمق و تأمل بيش تر در مورد صدقات و موقوفات رسول خدا(ص)و على بن ابي طالب و ديگر ائمه(ع)جهت مصالح مسلمين، روشن مي شود كه خطبه در صدد نصب مدير امور مالي مطمئن و دقيق براي حفظ و حراست بيت المال مسلمانان است، گرچه در ميان صدقات، مقداري از دست رنج هاي آنان نيز ديده مي شود.
فرمايش امام علي(ع)درباره سرزمين (بُغَيْبِغَه)
(2)، بعد از باخبرشدن از آن، گواه مطلب فوق است كه:.
(يَسُرُّ الوارث، ثم قال: هى صدقة علي المساكين وابن السبيل وذى الحاجة الأقرب‏
(3)؛ وارث را خوشحال مي كند. سپس فرمود: اين سرزمين صدقه است و وارثان آن، بيچارگان و در راه ماندگان و نيازمندان نزديك هستند.).
ايوب بن عطيّه گويد: شنيدم امام صادق(ع)فرمود:.
(قَسَّم رسول الله(ص)الفى‏ء فأصاب عليّاً(ع) أرض. فاحتفر فيها عيناً فخرج منها ماء ينبع في السماء كهيئة عنق البعير فسمّاها عين يَنْبُعْ. فجاء البشير يبشره فقال بشّر الوارث، بشر الوارث، هى صدقة بتّاً بتلاً فى حجيج بيت اللّه وعابر سبيله لاتباع ولاتوهب ولاتورث. فمن باعها او وهبها فعليه لعنة الله والملائكة والناس أجمعين، لايقبل اللّه منه صرفاً ولاعدلاً
(4)؛.
رسول خدا(ص)غنايم جنگي را تقسيم نمود، در آن هنگام، زميني به نام علي(ع)افتاد. پس از مدتي چشمه اي را احداث كرد كه از آن به اندازه گردن يك شتر آب خارج مي شد، آن سرزمين را (يَنْبُعْ) ناميد. در آن هنگام، شخصي از ياران آمد و به آن حضرت بشارت و مژدگاني داد. آن حضرت دوبار فرمود: بشارت را به وارثان اين زمين بدهيد. اين صدقه جاريه است، تنها براي حجّاج بيت الله الحرام و مسافران آن مسير است و به هيچ وجه فروخته نخواهد شد و بخشيده نمي شود و به ارث هم نخواهد رسيد، پس هركس آن را بفروشد و يا به ديگري ببخشد، نفرين خدا و فرشتگان و مردم، همگي بر او باد و خداوند هيچ گونه تصرفي را در جهت ازبين بردن ينبع از او قبول نخواهد كرد.).
و در نقلي ديگر فرمود: يَنْبُعْ و چشمه هاي جوشان آن را وقف نمودم و صدقه قرار دادم براي فقرا، بيچارگان و در راه ماندگان، چه آنان در نزديك باشند و يا در نقطه اي دور، در زمان آرامش و يا جهاد و درگيري با دشمنان اسلام؛ سپس فرمود: اين صدقه جاريه به كسي بخشيده نخواهد شد و به ارث به كسي نخواهد رسيد تا خداوند آن را به وارثان حقيقي واگذار نمايد و او (خداوند) بهترين وارث است.
(5).
در اين جا فهرست وار بعضي از صدقات و موقوفات رسول خدا(ص)و علي بن ابي طالب(ع)و فاطمه زهرا(س)را مي آوريم تا دايره مسؤوليت امور مالي موقوفات حسن بن علي(ع)و أهميّت آن در زمان حيات و حكومت پدرش و بعد از آن روشن گردد.

پینوشتها:
1. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج‏15، ص‏146، ح‏34؛ ابن شَبّه، تاريخ المدينة المنوره، ج‏1، ص‏225، اختلاف كمي در عبارات وجود دارد؛ ترجمه و شرح فيض الاسلام، نهج البلاغه، نامه‏24، ص‏876؛ در بعضي نسخه ها (لإبْنَىْ فاطمة...) آمده و در بعضي (لِبَنى فاطمة...) آمده است.
2. بُغَيْبِغَة، نام سرزميني است كه داراي چشمه هاي پرآب و فراواني بوده، همانند چشمه خيف الأراك، چشمه ليلي و چشمه بسطاس و... سمهودي مي گويد: در زمان علىّ بن ابيطالب(ع)بُغيبِغَة شامل 1000 وسق زمين بوده است كه در هر وسق شصت من گندمكاري مي شده (خليل فراهيدى، العين، ج‏3، ص‏1951؛ سمهودى، وفاءالوفا بأخبار دارالمصطفى، ج‏2، ص‏262).
3. ابن شبه، تاريخ المدينة المنوره، ج‏1، ص‏220؛ عاتق بن غيث البلادى، معجم معالم الحجاز، ج‏1، ص‏239. اين دو پافشاري مي كنند كه واقف علي(ع)بوده و بعد هم در اختيار فرزندش حسن بن على(ع)قرارداد. و حسين بن علي(ع)به آن منطقه رفت وآمد داشته است.
4. وسائل الشيعه، ج‏13، ص‏303، باب‏6 (باب عدم جواز بيع الوقف ...)، ح‏2.
5. تاريخ مدينةالمنوره، ج‏1، ص‏221. افرادي كه ينبع بر آن ها وقف شده بود، عبارتند از: حجاج بيت الله الحرام، مسافران از آن رهگذر، فقرا، مساكين، أبناءالسبيل (در راه ماندگان).

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما