شهادت پدر امام حسن(ع) - Maghaleh
 
 
 












 

 

شهادت پدر امام حسن(ع)

کتاب: حقایق پنهان، ص 172

نویسنده: احمد زمانی

در روز نوزدهم ماه مبارك رمضان سال چهلم هجرى، توطئه شوم خوارج به اجرا درآمد و مولي الموحدين، اميرالمؤمنين(ع)درحالي كه نماز صبح را در مسجد كوفه مي خواند، توسط عبدالرحمن بن ملجم مرادي لعنةالله عليه به وسيله شمشيري زهرآلود مورد حمله قرارگرفت و فرق مباركش شكافته شد و در روز بيست ويكم همين ماه به فيض عظماي شهادت نايل آمد و پس از آن روز، حسن بن على بن ابي طالب(ع)عهده دار مسؤوليت سنگين زعامت و رهبري امت اسلامي در آن موقعيت حسّاس گرديد.
ابن ابي الحديد معتزلي از قول هبيرة بن‏
(1)مريم كه شاهد و ناظر بر حوادث و قضاياي مختلف از جوانب گوناگون بوده است مي نويسد:.
پس از شهادت مظلومانه مولاي متقيان علي بن أبي طالب(ع)در روز بيست ويكم ماه رمضان چهلم هجرت، بسياري از مردم كوفه و ديگر ممالك اسلامي متوجه توطئه عظيم خوارج گرديدند، از آن جهت بدون كم ترين تأمل، پس از اعلان شهادت، بزرگ ترين اجتماع در كوفه در جلو خانه آن حضرت به وجود آمد. مردم جهت شنيدن آخرين اخبار و مطالب نسبت به امام شهيدشان در مسجد كوفه اجتماع نمودند، در آن هنگام، فرزند فرزانه اش امام حسن مجتبي(ع)به ميان مردم آمد و جهت بيان مطالبى، بر فراز منبر مسجد كوفه رفت، وقتي خواست سخن گفتن آغاز كند، اشگ از ديدگانش سرازير شد و بغض گلويش را فشرد، اندكي صبركرد و پس از حمد و ثناي پروردگار فرمود:.
(در شبي كه گذشت، مردي از جهان رخت بربست كه در ميان پيشتازان به اسلام هيچ فردي جز رسول خدا(ص)بر او سبقت نگرفت، او در كنار پيامبر خدا(ص)جهاد كرد و پرچمي را كه پيامبر به او داده بود بر دوش كشيد، درحالي كه جبرئيل(ع)او را از سمت راست و ميكائيل(ع)از سمت چپ همراهي و حمايت مي نمودند. او از جبهه كارزار روي برنمي گرداند تا اين كه خداوند پيروزي را نصيبش مي كرد. او در شبي به جوار رحمت الهي رفت كه قرآن در آن شب بر رسول خدا(ص)فرودآمد و عيسي بن مريم(ع)به آسمان عروج كرد و يوشع بن نون نيز به شهادت رسيد.).
امام مجتبي(ع)ضمن تجليل و ذكر فضايل پدر بزرگوارش از او با لقب هاي خاتم الوصيين، وصي خاتم النبيين واميرالصديقين والشهدا ياد كرد، در ادامه مطالبشان فرمودند:.
(پدر من از دارايي و اموال دنيا (اموال شخصى) دينار و درهمي باقي نگذارد، مگر هفتصد درهمي كه از عطاى‏
(2) او كنار گذاشته شده تا براي خانواده خود خدمتگزاري بگيرد. ابن اثير آن را هفتصد يا هشتصددرهم مي نويسد.)(3).
سپس بغض گلويش را گرفت، اشگ هايش جاري شد، مردم نيز به همراه او گريستند. بعد چنين فرمود:.
(اي مردم! هركس مرا مي شناسد كه مي شناسد و اگر كسي نمي شناسد، بداند كه من حسن بن علي فرزند رسول خدا(ص)هستم من فرزند بشير و نذيرم. فرزند كسي هستم كه شما را به خدا دعوت مي نمود و چراغ راه هدايت بود. رسالت و پيامبري اش رحمت براي جهانيان بود. من از اهل بيتي هستم كه خداوند منّان آنان را از هرگونه آلودگي منزه گردانيد و طهارت واقعي را نصيب آنان نمود. جبرائيل بر آن خانواده اهل بيت فرودآمد و از آن جا به آسمان ها عروج كرد. من از خانواده اي هستم كه خداوند دوستي و ولايتشان را بر هركسي واجب نمود و فرمود: (قُلْ لاأَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إلاَّ المَوَدَّةَ فِى القُرْبي وَمَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً)
(4) انجام حسنه، دوستي و پيروي ما اهل بيت(ع)مي باشد.(5).
سخنان امام مجتبي(ع)مردم را چنان متأثرنمود كه اشگ بر گونه هايشان جاري شد، آنان بر مظلوميت و عظمت علي(ع)مي انديشيدند و بر سرنوشت خويش نگران بودند وليكن سخنان آن حضرت آنان را دگرگون كرد، همچنين آرامش و اطمينان او به مردم روحيه اي داد كه زمزمه بيعت با حسن بن علي بن ابى طالب(ع)در ميانشان مطرح گرديد.

پینوشتها:
1. هبيرة بن مريم خارفي شبامي معروف به (ابوالحارث) از ياران مختاربن ابي عبيدة ثقفي است، وي اهل كوفه و از ثقات محدثين به شمار مي رود. ابن سعد در (طبقات كبرى) او را از تابعين طبقه اوّل مي داند و ابن اثير مي گويد: هبيرةبن مريم از غلامان حسين بن علي(ع)مي باشد (الاعلام، زركلى، ج‏8، ص‏77).
2. عَطا، همان حقوق ماهيانه است. ابن منظور مي گويد: (يقال: عطيَّته وعاطيته أىْ خدمته وقمت بأمره؛ دادن و يا گرفتن چيزي در برابر خدمتي كه انجام مي شود) (لسان العرب، ج‏15، ص‏70).
3. فقال(عليه السلام): لقد قبص فى هذه الليلة رجل لم يسبقه الأولون بعمل ولايدركه الآخرون بعمل ولقد كان يجاهد مع رسول الله(ص)فيقيه (فيسبقه) بنفسه ولقد كان يوجهه برايته فيكتنفه جبرئيل عن يمينه وميكائيل عن يساره فلايرجع حتّي يفتح الله عليه ولقد تُوفّي فى هذه الليلة الّتي (نزل فيها القران -) عرج فيها بعيسي بن مريم ولقد توفى فيها يوشع بن نون وصي موسى، وماخلّف صفراء ولابيضاء إلاّ سبعمائة درهم بقيت من عطائه أراد أن يبتاع بها خادماً لأهله.
ثم قال: ايّها الناس من عرفني فقد عرفني ومن لم يعرفني فأنا الحسن بن محمّد(ص)أنا ابن البشير، انا ابن النذير، أنا ابن الداعي إلي الله عزوجلّ بإذنه، أنا ابن السراج المنير وأنا من أهل البيت الذين أذهب اللّه عنهم الرجس وطهّرهم تطهيراً، والذين افترض الله مودّتهم في كتابه إذ يقول: (ومن يقترف حسنة نزدله فيها حسناً).
فاقتراف الحسنة مودتنا أهل البيت (مقاتل الطالبيّين، ص‏62؛ الكامل في التاريخ، ج‏3، ص‏400).
4. بگو من هيچ پاداشي از شما بر رسالتم درخواست نمي كنم، جز دوست داشتن نزديكانم (- اهل بيتم -) و هركس كار نيكي را انجام دهد بر نيكي هايش مي افزاييم (شورى(42) آيه 23).
5. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج‏16، ص‏30؛ ابن قتيبه دينورى، الامامة والسياسه، ج‏1، ص‏183؛ امالى شيخ طوسى، ج‏1، ص‏276ù275؛ مروج الذهب، ج‏2، ص‏426، ماترك حضرت را 250درهم به همراه قرآن و شمشير معرفي مي كند؛ مسند الامام المجتبى، ص‏520 518؛ كشف الغمة في معرفة الائمة، ج‏2، ص‏164.

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما