وصيت امام حسن(ع) - Maghaleh
 
 
 












 

 

وصيت امام حسن(ع)

زندگانى امام حسن مجتبى عليه السلام ص 447

مؤلف: سيد هاشم رسولى محلاتى

و اين هم وصيتى است كه از امالى شيخ(ره)نقل شده كه به برادرش امام حسين(ع) فرمود:

«هذا ما اوصى به الحسن بن على الى اخيه الحسين بن على: اوصى انه يشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، و انه يعبده حق عبادته، لا شريك له فى الملك، و لا ولى له من الذل، و انه خلق كل شى‏ء فقدره تقديرا، و انه اولى من عبد، و احق من حمد، من اطاعه رشد، و من عصاه غوى، و من تاب اليه‏اهتدى.

فانى اوصيك يا حسين بمن خلفت من اهلى و ولدى و اهل بيتك ان تصفح عن مسيئهم، و تقبل من محسنهم، و تكون لهم خلفا و والدا، و ان تدفننى مع رسول الله صلى الله عليه و آله فانى احق به و ببيته، فان ابوا عليك فانشدك الله بالقرابة التى قرب الله عز و جل منك و الرحم الماسة من رسول الله صلى الله عليه و آله ان تهريق فى محجمة من دم، حتى نلقى رسول الله صلى الله عليه و آله فنختصم اليه و نخبره بما كان من الناس الينا بعده‏» ثم قبض(ع) (1)

(اين است آنچه وصيت مى‏كند بدان حسن بن على به برادرش حسين بن على: وصيت مى‏كند كه گواهى دهد معبودى جز خداى يكتا نيست كه شريك ندارد، او پرستش مى‏كند او را بدان جهت كه شايسته پرستش است، شريكى در سلطنت ندارد و سرپرستى از خوارى براى او نيست، و براستى كه هر چيزى را او آفريده و بخوبى و به طور كامل اندازه‏گيرى آن را مقدر فرموده، و شايسته‏ترين معبود، و سزاوارترين كسى است كه او را ستايش كنند، هر كه فرمانبردارى او كند راه رشد را يافته، و هر كس كه نافرمانيش كند به گمراهى و سرگشتگى افتاده و هر كس به سوى او بازگردد راهنمايى گشته است.

من تو را سفارش مى‏كنم اى حسين به بازماندگانم از خاندان و فرزندان و خانواده خودت كه از بدكارشان درگذرى، و از نيكوكارشان بپذيرى، و براى آنها جانشينى و پدرى مهربان باشى، و ديگر آنكه مرا با رسول خدا دفن كنى كه من به او و خانه او شايسته‏تر از ديگران هستم...

و اگر از اين كار مانع شدند و جلوگيرى كردند، من تو را به حق قرابت و نزديكى كه خدا براى تو قرار داده و قرابتى كه با رسول خدا دارى سوگندت مى‏دهم كه اجازه ندهى در اين راه به خاطر من به اندازه خونى‏كه از حجامت گرفته مى‏شود خون ريخته شود تا آنگاه كه رسول خدا(ص)را ديدار كنيم و شكايت‏خود به نزد او بريم، و آنچه از اين مردم پس از وى بر سر ما رفته به او گزارش كنيم...)

اين را فرمود و از دنيا رفت، درود خدا بر او باد.

و در روايت مفيد(ره)اينگونه است كه پس از جريان مسموم شدن خود فرمود:

«فاذا قضيت فغمضنى و غسلنى و كفنى و احملنى على سريرى الى قبر جدى رسول الله(ص)لا جدد به عهدا، ثم ردنى الى قبر جدتى فاطمة بنت اسد رضى الله عنها فادفنى هناك، و ستعلم يا ابن ام ان القوم يظنون انكم تريدون دفنى عند رسول الله(ص)فيجلبون فى ذلك، و يمنعونكم منه، و بالله اقسم عليك ان تهريق في امرى محجمة دم‏»(چون من از دنيا رفتم، چشم مرا بپوشان و مرا غسل ده و كنف نما، و بر تابوتم بنه و به سوى قبر جدم رسول خدا(ص)ببر تا ديدارى با او تازه كنم، سپس به سوى قبر جده‏ام فاطمة بنت اسد رضى الله عنها ببر و در آنجا دفنم كن، و زود است‏بدانى اى برادر كه مردم گمان كنند شما مى‏خواهيد مرا كنار رسول خدا(ص)به خاك بسپاريد، پس در اين باره گرد آيند و از شما جلوگيرى كنند، تو را به خدا سوگند دهم مبادا درباره من به اندازه شيشه حجامتى خون ريخته شود.) (2)

پى‏نوشتها:

1) بحار الانوار، ج 44، صص 152-151.

2) ارشاد مفيد(مترجم)، ج 2، ص 14.

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما