ياران امام حسین(ع) (1) - Maghaleh
 
 
 












 

 

ياران امام حسین(ع) (1)

كتاب: سيره معصومان، ج 4، ص 86

نويسنده: سيد محسن امين

ترجمه: على حجتى كرمانى

ياران امام (ع) از برگزيده‏ترين افرادى بودند كه خانواده و دوستان خود را رها ساختند و در ركاب امام (ع) جانبازى و فداكارى كردند و چون قهرمانانى شجاع به جهاد پرداختند، و براى شركت در ميدان كارزار، گوى سبقت را از يكديگر ربودند.آنان خطاب به پيشواى خود گفتند: ما به يارى تو آمده‏ايم، تا جان خود را فدا كنيم و سعى و تلاش ما اين است كه در راه حفظ جان تو بكوشيم و از شر دشمن تو را در امان داريم.

نه تنها آنان مرگ را به چيزى نمى‏گرفتند، بلكه از اين درجه و مقامى كه در پرتو يارى امام (ع) نصيب آنان گشت علائم شادى و سرور در چهره آنها نمايان مى‏شد.

آنگاه كه امام (ع) به آنان گفت: شما آزاد هستيد و مى‏توانيد مرا ترك كنيد و از ميدان نبرد دور شويد.آنان از اين امر خوددارى و به خدا سوگند ياد كردند و گفتند: ما هرگز تو را رها نمى‏سازيم و اين سرزمين را ترك نمى‏كنيم.آيا درست است كه ما شما را تنها گذاريم در حالى كه دشمن تو را در محاصره قرار داده است.ما در ايفاى حق و يارى تو به درگاه خداوندى چه عذرى خواهيم داشت؟

يكى از آنها مى‏گفت: به خدا قسم، من هرگز تو را ترك نخواهم كرد.من به مبارزه و نبرد با دشمنان تو تا آنجا ادامه مى‏دهم كه نيزه‏ام در سينه آنان بشكند، و با شمشير خود آنقدر زخم به بدنشان وارد سازم كه تيغ آن از دسته جدا گردد، و چنانچه سلاحى در دست نداشته باشم با پرتاب سنگ بر دشمن مى‏تازم.و از تو جدا نخواهم شد، تا آنگاه كه در ركاب تو جان به جان آفرين تسليم كنم.

يكى ديگر مى‏گفت: چنانچه مى‏دانستم كه در راه تو كشته شده و بار ديگر زنده مى‏شوم و در حالى كه زنده هستم، بدنم را با آتش مى‏سوزانند و هفتاد بار اين امر را درباره من انجام مى‏دهند، در اين صورت باز هم دست از تو بر نخواهم داشت.

ديگرى مى‏گفت: به خدا سوگند، من دوست دارم در راه تو كشته شوم و دوباره زنده گردم و اين امر تا هزار مرتبه تكرار شود، و خداوند به اين وسيله تو و خاندان تو را از شر دشمن محفوظ بدارد.

يكى ديگر از ياران امام (ع) رو كرد به آن حضرت و گفت: چنانچه من بخواهم زنده بمانم و از تو جدا شوم.چه بهتر در حالى كه زنده هستم طعمه حيوانات درنده گردم.

بدين ترتيب ياران امام حسين (ع) در راه پيشواى خود از هرگونه فداكارى و جانبازى دريغ نكردند.آنان هرگز به خود اجازه ندادند در حالى كه زنده هستند كمترين آسيبى به آن حضرت برسد، و تاب جدايى از او را نداشتند و يكپارچه خود را سپر بلا ساختند و تا آنجا هدف تير و نيزه قرار گرفتند، تا جان خود را فدا كردند.

در روز عاشورا آنچنان با شجاعت و دليرى به نبرد پرداختند كه تاريخ هرگز تا كنون به خاطر ندارد.و در حالى كه تعداد سواران آنان از سى و دو نفر بيشتر نمى‏شد به لشگر بى‏شمار دشمن تاختند و قهرمانانه جنگيدند.


[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما