نمیگیرد، و افراد صالح کشور که راه دغلبازی را نمیشناسند، در رسیدن به خواسته خود از طریق ادارات دولتی محروم میمانند.
حضرت امیر در نامه خود به مالکاشتر به همین حقیقت تلخ اشاره میکند، و به او دستور میدهد تا مخفیانه، به حال و وضع کارمندان خُرد و کلان در حیطه ولایت خود رسیدگی کند و نیازمندیهای آنان را برآورد، تا مورد طمع دغلبازان قرار نگیرند.
درباره قاضیان میفرماید:
«أکثر تعاهد قضائد، و افسح له فی البذل ما یزیل علّته، و تقلّ معه حاجته إلی الناس...».
قضاوت او را بسیار بنگر. و در بخشش بر او گشادهدست باش، چندان که کاستی او در زندگی برطرف شود و نیاز او به مردم کم افتد.
و نیز درباره کارمندان گوید:
«أسبغ علیهم الأرزاق، فإنّ ذلک قوّة لهم علی استصلاح أنفسهم و غنیً لهم عن تناول ما تحت أیدیهم.»7
روزیِ آنان را فراخدار، که فراخی نیروشان دهد تا در پایداری بر اصلاح خویشتن بکوشند، و خود را به تباهی نکشند و دست به اموالی که تحت اختیارشان است نگشایند.
آری تنها راه جلوگیری از فساد اداری (رشوهخواری و خیانت) پس از ایمان قوی، احساس بینیازی است، که این وظیفه دولت است تا این بینیازی را در آحاد کارمندان فراهم سازد؛ آشکارا یا پنهان. البتّه پنهان کارسازتر است، در صورتی که به درستی و بدون وقفه انجام گیرد. و گرنه هرگونه تهدید و وعید، با وجود نیاز کارساز نیست. چنان که میبینیم امروز تمامی کشورهای عقبافتاده، با این وضع ناهنجار و فساد اداری روبرو هستند، و روزبروز نیز به تباهی بیشتری کشیده میشوند.
بها دادن به مردم
یکی از مهمترین ویژگیهای حکومت اسلامی، بها دادن به آرای عمومی و عملی ساختن خواستههای مردمی است.
در جای خود یادآور شدیم: آیات و روایاتی که به دولتمردان، دستور مشورت با مردم را داده و پیروی از آرای اکثریّت را لازم شمرده، بها دادن به آرای عمومی و کارشناسان مردمی را میرساند.
در آیه مبارکه «و شاورهم فی الأمر فإذا عزمت فتوکّل علی اللّه» (آلعمران /159) به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ـ به عنوان زعیم