اصلی تقسیمبندی نمود:
1 ـ نخبهگرایی (elitism)؛
2 ـ تکثّرگرایی (Pluralism)؛
3 ـ شرکتی (Corporatism)؛
4 ـ مشارکتی (Participatory).
بحث تفصیلی در تعریف هر یک از این الگوها و بررسی نقاط افتراق این چهار رویکرد اصلی ما را از هدف اصلی نوشتار دور میکند. شایان ذکر است که دموکراسی این روزگار به رغم تنوع و الگویهای گوناگون آن، دارای عناصر کلیدی مشترکی است. این عناصر کلیدی یا دست کم با اهمیّت که در حکومتهای دموکراتیک معاصر بر آن تأکید میشود به قرار زیر است:
1 ـ مشارکت شهروندان در تصمیمگیری؛
2 ـ برخورداری از سیستم پارلمانی (نمایندگی)؛
3 ـ حاکمیّت قانون (اختیارات و اعمال مسؤولیت نمایندگان و منتخبان سیاسی در چارچوب قوانین تعریف شده صورت میپذیرد)؛
4 ـ درجهای از برابری در میان شهروندان (شهروندان از حق رأی مساوی برخوردارند)؛
5 ـ درجهای از آزادی یا اختیار که برای شهروندان حفظ و تحصیل شده است.4
بدینسان آشکار شد که نظامهای دموکراتیک این روزگار از طریق رأیگیری زمینههای مشارکت مردمی را در توزیع قدرت سیاسی و نیز تصمیمگیریهای و وضع قوانین (از طریق انتخاب نمایندگان پارلمان) فراهم میآورند. بنابراین، مردمسالاری از طریق رأی دادن بروز و ظهور مییابد؛ از اینرو، تحلیل ماهیت حقوقی رأی دادن و بررسی اهداف و نتایج و کارکردهای سیاسی آن، قدم دیگری است که باید در راه دستیابی به هدف اصلی این مقاله برداشته شود.
2 ـ ماهیت حقوقی و کارکردهای رأی
گفته آمد که دموکراسی روشی در خدمت سامان سیاسی جامعه است و تلاش برای ارائه الگوهای متنوع از دموکراسی در واقع کوششی برای کارآمدتر ساختن این روش است. این روش از راه رأی دادن شهروندان اعمال میشود و افراد جامعه با هر شغل و منزلت اجتماعی و هر مذهب و مرام و عقیده و با هر جنسیت، از حق رأی مساوی برخرودارند. پرسش اصلی در این جا این است که