شمرده و آنها را به تفصیل بیان داشته است:
1. نورى که چراغهایش خاموش نمیشود.
2. قرآن چراغى است که درخشندگى آن زوال نمیپذیرد.
3. دریایى است که دسترسى به ژرفاى آن ممکن نیست.
4. راهى است که رهرواش گمراه نمیشود.
5. شعلهاى است که نورش به تاریکى نمیگراید.
6. جدا کننده حق و باطل است.
7. بنیادى که پایههایش فرو نمیریزد.
8. داروى شفابخش است که پیآمد ندارد.
محقق خوئى براى نمونه، روایاتى را که دلالت دارد آیات قرآن ناراحتیهاى جسمانى را نیز شفا میدهد گزارش کرده جهت طولانى نشدن از گزارش آنها خوددارى میشود.32
9. قرآن مایه عزتى است که یاوران و دوستارانش هرگز شکست نمیپذیرند.
10. قرآن حقى است که طرفدارانش تنها نمیمانند.
11. قرآن معدن جوشان ایمان است.
12. قرآن سرچشمه جوشان علم و معرفت است.
13. قرآن بوستان و آبگیر عدالت است.
14. قرآن شاکله اسلام است.
15. سرزمین پهناور حق یعنى انسان حقطلب و حقمدار تنها در این سرزمین به حق دست مییازد.
16. قرآن دریایى است پایان ناپذیر.
17. چشمهسارى است که هیچگاه نخشکد.
18. آبشخورى است هر چه بهرهمندان زیاد باشند از آن نکاهند.
19. منزلگاهى است در طریق سیر به حق.
20. نشانههایى است براى رهروان راه طریقت که هیچگاه خاموش نمیشود.
21. راهى است همراه با حفاظهایى که مانع سقوط است.
22. آب گوارایى است براى سیر شدن تشنهلبان معرفت و آگاهى.
23. فصل بهارانى است براى خرم و شاد شدن دلهاى ژرفاندیشان.
24. راهى روشن براى عبور صالحان.
25. داروى تمام دردها است. (هم دردهاى جسمانى و هم دردهاى روحى)