آن را انتخاب کردید و این نسخه چگونه به دست شما رسید.
استاد: اما اینکه چطور شد آن را انتخاب کردم؟ وقتى انسان نگاه میکند یک سنى این قدر مطالب حول حضرت امیر نوشته است، واقعاً از بیهنرى و تنبلى ما است که این در دسترس نباشد. ایشان حول اسامى حضرت امیر، 220کنیه و لقب ذکر میکند؛ ولو اینکه این دویست و بیست تا همهاش درست نباشد اما روى هم رفته خیلى ذکر کرده است. خیلى احاطه دارد. همهاش را با مدرک ذکر میکند، گرچه بعضى از آنها مدرکیّت ندشته باشد.
بیّنات: احتمال نمیدهید که ابن شهر آشوب از ایشان اقتباس کرده است؟
استاد: نوشتة ایشان هم بر اساس همان روش است و لکن من همه مناقب را مطالعه نکردهام که آیا ایشان اسمى از آنجا میبرد یا خیر، ابن شهر آشوب نوعاً در حدیثهایش مصدر را ذکر میکند یا صاحب مدرک را ذکر میکند. ولى تشابه شیوهایى وجود دارد. اما این که مؤلف این کتاب چه خصوصیاتى داشته است. انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال.
آقاى امینى هم از کتاب ایشان ترجمه کرده و هم خیلى تمجید کرده است، لکن ایشان هم نسخه ناقص را دیده است. یک نسخهاى در کاظمین بوده است که ما نرسیدهایم آن نسخه را ببینیم. بله اجمالاً تحفهاى است. ایشان شخصیت علمى عجیبى است. بسیارى جاها این روایاتى که منافى است با عقیدهاش دست و پا میزند که با عقیدهاش همراه کند مثلاً در وصى بودن حضرت على. وصى مطلق را ایشان قبول ندارد و میگوید: وصیاً على اهلى یعنى فقط بر خانواده پیامبر وصایت داشته است. دست و پا میزند شواهد این را از طریق خودشان درست کند.
من دیدم صحیح نیست، اباطیل ایشان را ما نشر بدهیم، زیرا امکان بسیار ضعیفى دارد که این به دست عوام الناس برسد و در شک و شبهه قرار بگیرند. لذا من تصفیه کردم، حالا اثر مصفا است از کتابى که انصافاً خیلى دُر داشت. شواهدش را هم حتى الامکان، به شواهد خارجى مدلّل کردیم، مثلاً این حدیث که ایشان ذکر کرده است، فلان جا و فلان جا میباشد. در بسیارى موارد هم اگر سند اختلاف داشته با سند نقل کردهایم. حاصل آن که مثل این کتاب کم وجود دارد که سنى نوشته باشد. خیلى کم است یا اصلاً سراغ نداریم. منتظریم که نسخة کاملى پیدا بشود تا آن دو فصل دیگر یا چهار فصل دیگر را که ناقص است ببینیم. حول امام حسن و امام حسین هم فصل مستقل دارد. اجمالاً این کتاب خیلى تحفه است. به شرط این که اگر کسى با اصل مطالعه کند از عهدة شبهات ایشان برآید، زیرا جدلى عجیب است.
قصه این است که نقل شده زمان مرحوم مجلسى در اصفهان بعضى از معاصرانِ او بعضى از کتب را داشتهاند طبعاً آن موقع همه نسخهها مخطوط بوده است و اصلاً چاپ به گوش آنها نرسیده بود. مرحوم مجلسى سفارش کرد که فلان کتاب خدمت شما هست. بفرستید، که من مطالب را در بحار الانوار درج کنم بعداً بر میگردانم. گفتند کتاب را به مجلسى ندادند!! مگر درد ما یکى دو تاست. دردمان زیاد است خدا رحممان کند.