مصحف امام على عليه السلام - Maghaleh
 
 
 












 
مصحف امام على عليه السلام

( 7 صفحه - از 184 تا 190 )

نویسنده : خرمشاهی، بهاءالدین
  • چنانکه در خلال این مقال ملاحظه خواهید فرمود، محققان فریقین و مورّخان قرآن [/ متخصصان و محققان در تاریخ جمع و تدوین مصاحف امام/ عثمانی، و سایر مصاحف بعضى از صحابه] اعم از مسلمانان و اسلامشناسان غیر مسلمان، در این واقعیت تاریخى تردیدى ندارند، بلکه آن را به تواتر نقل کرده‌اند که حضرت امیر‌المؤمنین علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام اولین گرد‌آورندة قرآن کریم، قبل از جمع و تدوین عثمانى (مصاحف امام) به سرپرستى زید‌بن ثابت، بوده است.

    این واقعیت، نه استنباطی، نه عقیدتی، بلکه تاریخی‌ـ تحقیقى است و اگر بحثى هست ـ‌که فراوان هست‌ـ در جزئیات و سرنوشت آن است. در این‌گونه مسائل است که:

    1) آیا حضرت علیه السلام قرآن کریم را در 3 روز جمع و تدوین کردند، یعنى بین الدّفتین/مانند کتاب امروزین در میان دو جلد قرار دادند، یا در شش ماه؟

    2) آیا منظور از جمع، حفظ به معناى «از بر کردن» است، یا تدوین.

    3) ترتیب سوره‌ها در مصحف حضرت علیه السلام بر حسب نزول بوده است یا بر وفق مصاحف/مصحف عثمانى؟

    4) آیا اضافات تفسیرى داشته است؟ و اگر داشته آیا داخل متتن بوده است یا در حاشیه؟

    5) آیا متذکر ناسخ و منسوخ و شأن نزول و توضیح محکمات و متشابهات شده بوده است

    ( 184 )
  • [و اگر شده در حاشیه یا کنارة متن و نص مقدس قرآن بوده، و در مواردى که متعرض شأن نزول شده، آیا نام‌هاى مبهم ـ‌بدون تصریح در متن قرآن‌ـ را به‌ویژه در مورد منافقان آشکار ساخته است؟]

    6) آیا آیات ناسخ در ابتدا آمده یا آیات منسوخ.

    پاسخ به یکایک این سؤالات در تواریخ (مهم‌تر و کهن‌تر از همه، تاریخ یعقوبی، ابن‌واضح) (م 284ق) ـ‌که به فارسى هم توسط شادروان محمد ابراهیم آیتى ترجمه شده است‌ـ و کتابنامه‌ها کتابها و آثار قرآنى و تاریخ‌هاى قرآن، از المصاحف سجستانى (230 ـ 316 ق) تا الفهرست ابن‌ندیم (م 380 ق) تا تفسیر شهرستانى (م 548 ق) تا اتقان سیوطى (م 911 ق) (داراى چند ترجمة فارسى) تا بحار الانوار علامه مجلسى (م 1111 ق) تا تاریخ‌هاى جدید قرآن مانند تاریخ قرآن نولدکه (1836ـ1930 م) (به آلمانى)، و تاریخ قرآن ابوعبد‌الله زنجانى (م 1360 ق) (به عربی، داراى ترجمة فارسى) و تاریخ القرآن عبد‌الصبور شاهین (معاصر) و تاریخ‌هاى استادان محمود رامیار و دکتر محمد‌باقر حجتى و منابع قدیم و جدید دیگر آمده است.

    حال براى یافتن پاسخ این سؤالات و مسائل و ابهامات به منابع قدیم و جدید مراجعه می‌کنیم، تا حتی‌المقدور تصویر تاریخى روشن‌تر و روشنگری، از مصحف مولا على علیه السلام ـ‌نخستین مصحف گرد‌آمده پس از وفات رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم ‌ـ به‌دست آوریم.

    ابن‌واضح یعقوبى در تاریخ خود بحث نسبتاً مشبعى دربارة این مصحف شریف و شکل و ساختار آن دارد. می‌نویسد که گفته‌اند علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام پس از وفات پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم آن [مصحف] را فراهم ساخت و بر شترى نهاده آورد و [به احتمال نزد جمعى از کبار صحابه یا لجنه/گروهى که عثمان به سرپرستى زید‌بن ثابت براى جمع و تدوین قرآن کریم مأمور ساخته بود] گفت: هذا القرآن قد جمعته (این قرآن است که آن را فراهم کرده‌ام) و آن را به هفت جزء بخش کرده بود.

    سپس هفت جزء را به تفصیل با ذکر اسامى سوره‌ها یاد می‌کند. مترجم فاضل این تاریخ معتبر، شادروان محمد‌ابراهیم آیتى در پانوشتى که مربوط به تعداد سوره‌هاست چنین آورده است:

    «همة این سوره‌ها 109 سوره است و 5 سوره از نسخه افتاده است.1

    شادروان استاد محمود رامیار در تاریخ قرآن خود، هم مفصّل‌ترین و هم مستند‌ترین و هم انتقادی‌ترین بحث را دربارة مصحف حضرت علیه السلام و آرا و انظار و اقوال دیگران، به میان آورده است. او دربارة یعقوبى و تاریخش و اشاره و اطلاعاتش دربارة مصحف حضرت على علیه السلام چنین نوشته است:

    … منبع دیگرى که داریم تاریخ یعقوبى (ابن‌واضح) است. این کتاب حوادث تا سال 252 هجری

    ( 185 )
  • را دارد. کتاب بسیار معتبرى هم هست. اما صد افسوس ترتیبى که او نقل می‌کند با هیچ روایت و درایتى همخوان نیست. [سپس هفت جزء را تفصیلاً نقل می‌کند؛ و در ادامه می‌آورد:] … همة این سوره‌ها 109 سوره است و پنج سوره‌اى که یادداشت نشده عبارت است از: فاتحة الکتاب1؛ الرعد 13؛ سبأ 3؛ التحریم 66؛ العلق 96.

    جز این ترتیب، یعقوبى به ترتیب دیگرى نیز اشاره می‌کند که على علیه السلام فرمود: قرآن به چهار جزء نازل شد. یک چهارم دربارة ما، یک چهارم بر [علیه] دشمنان ما، یک چهارم مَثَلها و یک چهارم محکم و متشابه.

    اما واقع این است که این وصفِ یعقوبى و تقسیم بدان 7 جزء، بسیار غریب می‌نماید. چیزى که جملة مورّخان و راویان گفته‌اند ترتیبى است بر حسب نزول، و مشتمل بر شأن نزول‌[ها] و توضیح بسیارى از مبهمات قرآن. اما این وصف، همة آن سخنان را در هم می‌ریزد…

    بیشتر اخبار و روایات حاکى از آن است که مصحف على علیه السلام به ترتیب نزول گرد‌آورى شده بود. یعنى مثلاً اول سورة إقرأ 96؛ بعد المدثر 74… تا آخر. اما دربارة اینکه شامل چه بوده و آیا تنها حاوى متن قرآن بوده و یا شأن نزول و ناسخ و منسوخ را نیز داشته است سخنان مختلفى گفته‌اند.

    امام باقر علیه السلام فرمود: کسى از مردم نیست که بگوید قرآن را چنانکه خداوند نازل فرموده جمع کرده‌ام، مگر اینکه دروغ گفته باشد. قرآن را به ترتیب نزول کسى جمع و حفظ نکرد مگر علی‌بن ابی‌طالب. این سخن از اهل‌بیت است و آخرین سخن، ولى از جزئیات آن آگاهى بیشترى نداریم… روایت جالب توجهى هم هست که دو سورة [غیر اصیل] «خلع و حفد» را به على علیه السلام نسبت می‌دهد… خلاصه اینکه گفته‌اند مصحف امیر‌مؤمنان على علیه السلام به ترتیب نزول آیات گرد‌آورى شده و شأن نزول آیات و اوقات نزول و تأویل متشابهات را داشته و ناسخ و منسوخ را تعیین کرده و عام و خاص و کیفیت قرائت را بیان می‌داشته است. اما اختلاف قرائت‌هایى که قاریان قرآن از مصحف یا قرائت امیر‌مؤمنان باز گفته‌اند و به ما رسیده، بیشتر اختلاف لهجه‌اى و تجویدى است. جز سه مورد که یکى در سورة والعصر 103 است و اختلاف زیاد است. دو مورد دیگر در اعراف 7/32 و شعراء26/215، جملاتى به توضیح و تفسیر اضافه دارد، و ما واقعاً نمی‌دانیم که نسبتها تا چه حد می‌تواند درست باشد. آنچه در سورة والعصر به على علیه السلام نسبت داده شده با قرائت رایج کنونى فرق بسیار دارد؛ در صورتی‌که می‌دانیم قرائت کنونى نیز به على علیه السلام می‌رسد. پس در اصالت این نقل قول‌ها جاى گفت‌و‌گو بسیار است… امام جعفر صادق علیه السلام فرمود2: کتابى نزد ماست به املاى رسول اکرم و خط على علیه السلام »3

    ( 186 )
  • او سپس دو بحث مهم دیگر مطرح می‌کند. 1) امضاى مصحف منسوب به حضرت «کتبه علی‌بن ابوطالب» است حال آنکه، طبق قاعدة نحوى باید «علی‌بن ابی‌طالب» باشد، اما با استناد به مدارک کهن و منقولات اصیل ثابت می‌کند که این نحو کاربرد، در صدر اول اسلام و حتى اندکى پیش از ظهور اسلام سابقه داشته و لذا از عداد ادلة انکار نسبت صحت مصحف به حضرت على علیه السلام خارج است.4

    اما با وجود این، صحت انتساب به ادلة مثبته نیاز دارد. سخن دوم ایشان این است که چندین [شاید بیش از ده] نسخة خطى به‌عنوان مصحف على علیه السلام معروف است، و همه به خط کوفى است و بر پوست [آهو] و عقلاً بعید است که حضرت علیه السلام چندین نسخه از قرآن کریم کتابت کرده باشند. شادروان رامیار سپس ادلة وجود تعدد مصاحف منسوب به حضرت علیه السلام را بر‌می‌شمارد.5

    دومین منبع مهم و کهنى (از قرن سوم هجرى) که اشاراتى دربارة مصحف مولا‌على علیه السلام دارد کتاب المصاحف، اثر سجستانى (230 ـ 316 ق) است. نام کامل او حافظ ابوبکر عبداللّه‌بن ابی‌داود سلیمان‌بن اشعث است.

    (دربارة او و جایگاه و پایگاه بلند قرائت شناسى و قرآن‌پژوهى او نگاه کنید به: الاعلام زرکلی، دانشنامة قرآن و قرآن پژوهى و مقدمة همین کتاب [المصاحف] که به کوشش اسلامشناس و قرآن‌پژوه نامدار انگلیسی، آرتور جفری‌ـ صاحب آثار عدیدة قرآنى از جمله واژه‌هاى دخیل در قرآن مجید، که استاد فریدون بدره‌اى به فارسى ترجمه کرده‌اند، تصحیح و چاپ شده است.)

    سجستانى در این کتاب، ذیل عنوان «جمع علی‌بن ابی‌طالب رضى اللّه عنه القرآن فى المصحفِ» می‌نویسد: «عبدالله از قول محمد‌بن اسماعیل احمسى و او از قول ابن‌فضیل و او از اشعث و او از محمد‌بن سیرین [33 ـ 110 ق، تابعی، اهل بصره و از بزرگ‌ترین فضلاى زمان خود در اغلب علوم اسلامی، صاحب کتاب تعبیر الرؤیاى معروف. ر.ک. اعلام زرکلى که دهها منبع کهن دربارة او یاد کرده است] براى ما [مع‌الواسطه] روایت کرده است که چون نبی‌اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در گذشت، على علیه السلام سوگند یاد کرد که ردایى بر دوش نگیرد [= جامه نپوشد و از خانه بیرون نرود] مگر براى شرکت در نماز جمعه تا آنکه قرآن را در مصحفى جمع آورد، و این‌کار را انجام داد؛ پس از چند روز ابوبکر کسى را به دعوت او فرستاد [و چون حضرت نزد او رفت، گفت:] یا ابا‌الحسن آیا از امارت من ناخشنودی/ اکراه دارى؟ [حضرت علیه السلام ] گفت به خدا سوگند چنین نیست، مگر اینکه سوگند خورده‌ام که جامه‌اى نپوشم [و از خانه بیرون نروم] جز براى نماز جمعه [تا قرآن را گرد آورم]، آنگاه با او مصاحفه کرد و بازگشت. [سپس در میان قلاب که حاکى از افزایش مطلب از یک نسخه و مسائلى نظیر آن است چنین آمده است:]

    ( 187 )
  • ابوبکر‌ـ یعنى سجستانی‌ـ گوید مسألة (وجود و جمع) مصحف را هیچ‌کس جز اشعث یاد نکرده است و سخن او استوار نیست؛ و گفتنى است که گفته‌اند عبارت «… تا آنکه قرآن را جمع کنم» یعنى حفظ/ از بر‌کردن آن را کامل کنم؛ چرا که [به یک تعبیر] دربارة کسى که قرآن را حفظ می‌کند، می‌گویند قرآن را جمع کرده است.6

    سومین منبع کهن و معتبر (از قرن چهارم هجرى) که به مصحف امیر‌المؤمنین على علیه السلام اشاره دارد، فهرست ابن‌ندیم (م 380 ق) است. او در مبحث «گرد‌آ ورندگان قرآن در زمان نبى اکرم» صلى الله علیه و آله و سلم اول «علی‌ابن ابی‌طا لب رضوان اللّه علیه» را نام می‌برد.7

    همو در ذیل مبحث پیشگفته، این مبحث را دارد: «ترتیب سور القرآن فى مصحف امیر‌المؤمنین علی‌بن ابی‌طالب کرّم اللّه وجهَه: ابن‌المنادى گوید: حسن‌بن عباس به من گفت از طریق عبد‌الرحمن‌بن ابی‌حماد از حکم‌بن ظهیر سدوسى از «عبد‌خیر» با خبر شدم که دربارة على علیه السلام چنین گفت که او هنگام وفات نبی‌اکرم (صلعم= صلى الله علیه و آله و سلم ) شاهد نگرانى و بد‌دلى [= به دل خود بد‌آوردن، فال بد‌زدن] مردم شد، لذا سوگند خورد که ردایش را از دوشش بر‌نگیرد تا آنکه قرآن را جمع کند. آنگاه سه روز در خانه‌اش نشست تا قرآن را گرد آورد؛ و آن نخستین مصحفى است که در آن قرآن از حفظ [= حافظه] او جمع و تدوین شده است [یا: …قرآن را از حفظ/ حافظة خویش جمع کرده است]. و این مصحف نزد خانوادة جعفر بوده. و من خود در زمان خویش در نزد ابویعلى حمزة الحسنى ـ‌رحمه اللّه‌ـ مصحفى دیدم که به خط علی‌بن ابی‌طالب بود، و صفحاتى از آن افتاده بود/ افتادگى داشت، و آن را خاندان بنی/ بنو حسن به مرور زمان، به شیوه توارث/ ارثى [نسل اندر نسل] نگاهدارى می‌کردند؛ و ترتیب سوره‌ها در این مصحف از این قرار است…» [آری، متأسفانه دنبالة مطلب مربوط به اسامى و ترتیب سوره‌ها از این کتاب معتبر ساقط شده است و معلوم نیست چه عمد و قصدى در کار بوده است].

    یکى از مدارک مهم و نو‌یافته‌اى که شرح قابل توجه و اضافه بر منابع کهن دیگر دربارة مصحف امیر‌المومنین ـ‌صلوات الله علیه‌ـ در بر‌دارد، تفسیر مفاتیح الاسرار و مصابیح الأبرار اثر متکلم جلیل‌القدر محمد‌بن عبدالکریم شهرستانى (م 548 ق)، صاحب ملل و نحل معروف است که خود را در کلام اشعرى و در فقه پیرو مذهب شافعى فرا می‌نموده، و با کشف و سپس چاپ عکسى این کتاب در 2جلد (تهران مرکز نشر نسخ خطى)، و چاپ حروفى انتقادى آن که تا‌کنون یک جلدش به تحقیق و تعلیق دکتر محمد على آذر شب در سال 1376، به همت مرکز نشر میراث مکتوب انتشار یافته، معلوم و مسلّم شده است که گرایش جدّى شیعى (احتمالاً اسماعیلى) دارد. او در فصل دوم مقدمه که در کیفیت جمع قرآن مجید است، از اهمیت مصحفى که در

    ( 188 )
  • دست امیر‌المؤمنین بوده است سخن می‌گوید و می‌نویسد که آن حضرت علیه السلام در آن نسخه، اسرارى به اشارت حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم ـ‌یعنى تفسیر‌وار‌ـ افزوده بوده است. سپس همو (شهرستانى) صحابه‌اى را که جمع قرآن را بر عهده داشتند، ملامت می‌کند که چرا نسخة حضرت را رها کردند و نپذیرفتند. سپس می‌نویسد:

    … و او علیه السلام چون از کفن و دفن پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم فارغ شد سوگند خورد که ردایى بر دوش نگیرد، جز براى نماز جمعه، تا آنکه قرآن را جمع کند. چرا که به این امر به نحو جازمى مأمور بود. سپس آن را چنان که نازل شده بود [یعنى به ترتیب نزول] بدون تحریف و زیاده و نقصان جمع کرد؛ پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم از پیش به مواضع ترتیب و وضع و تقدیم و تأخیر [آیات و سوره‌ها] اشاره کرده بود….8

    سپس نکتة بی‌سابقه‌اى که شاید در هیچ منبعى اشاره نشده باشد، به میان می‌آورد و می‌نویسد:

    … و گفته‌اند مصحف او داراى متن و حواشى بوده است…9

    و به دنبال آن چنین می‌آورد:

    و گویند وقتى از جمع آن فارق شد، به کمک غلامش قنبر آن را به نزد مردم (بزرگان صحابه) بردند که در مسجد بودند. آنها این مجموعه را به دشوارى حمل می‌کردند و گویند به اندازة بار شترى بود. حضرت علیه السلام به ایشان گفت: این کتاب الله است، به گونه‌اى که به حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم نازل شده است، آن را بین دو جلد (لوح) جمع آورده‌ام. آنان گفتند: مصحف را بردار و ببر، ما به آن نیازى نداریم. حضرت علیه السلام گفت: بخدا دیگر هرگز آن را نخواهید دید. وظیفة من این بود که چون جمعش کردم آگاهتان سازم و سپس در حال خواندن این آیه به خانة خود باز گشت: «یا ربّ انّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجورا» (فرقان، 25/30)10

    اهمیت دیگر مفاتیح الاسرار در این است که ترتیب مصحف حضرت على علیه السلام را به نقل از مقاتل‌بن سلیمان (م 150 ق) نقل می‌کند.

    دیگر از اختصاصات مصحف حضرت على علیه السلام این بوده است که به گفتة شیخ مفید (م 413 ق)، و بعضى دیگر از محققان، در آن تأویل معانى آیات قرآن نیز وجود داشته بوده است.11 دیگر آنکه در آن منسوخ بر ناسخ مقدم بوده است.12 نیز گفته‌اند بسیارى از مبهمات، از جمله نام بعضى از منافقان را [طبعاً در حاشیه] آشکار کرده بوده است. همینهاست که باعث پذیرفته‌نشدن آن شده و حضرت علیه السلام در عین تأیید مصحف عثمان/ امام مصحف خود را براى همیشه پنهان داشته‌اند و بسیارى از منابع شیعى بر‌آنند که آن مصحف به نوبت و توارث در دست ائمه علیهم‌السلام بوده است و اکنون نزد حضرت ولی‌عصر علیه السلام عجل‌اللّه تعالى است.13

    ( 189 )
  • آرى وجود تاریخى و تفاوت‌هاى مصحف حضرت علیه السلام مسلم است، اما در وجود عینى آن تا امروز تردیدهاى جدى علمى هست.14

    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    1. ر.ک. مفاتیح الأسرار و مصابیح الأبرار شهرستانی». (تاریخ یعقوبی، نقل به اختصار و تصرف در بعضى عبارات،2/15 ـ 16).

    2. اصول کافی، 1/242.

    3. محمود رامیار، تاریخ قرآن/365 ـ 373.

    4. همان/374 ـ 377.

    5. همان/378.

    6. المصاحف/10، قاهره، المطبعة الرحمانیة، 1355 ق/1936 م.

    7. الفهرست/30، للندیم، ابوالفرج محمد‌بن ابى یعقوب اسحق المعروف بالوراق. تحقیق رضا تجدّد. طهران، مکتبة الاسدى و مکتبة الجعفرى التبریزی، تاریخ مقدمه 1350 ش/1391 ق/1979م.

    8. مفاتیح الأسرار و مصابیح الأبرار، چاپ عکسی، ص 5 آ‌.

    9. همان.

    10. همان، 1/12، تحقیق و تعلیق دکتر آذر شب.

    11. اوائل المقالات/94.

    12. زنجانی، تاریخ القرآن/54.

    13. حقائق هامّة/160.

    14. ر.ک. دانشنامة قرآن و قرآن‌پژوهى و تاریخ قرآن رامیار که منابع بسیارى یاد کرده است.

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما