فرموده است. حاکمیت در حیات بشرى مخصوص خداوند است که شریعت خود را بهسوى بشریت فرستاده است و همراه شریعت، رسولى که آن را براى مردم تعیین نماید، مبعوث کرده که سنّت و سیرة آن رسول نیز از شریعت خداوند است. اطاعت از شریعت خداوند و کسى که با این شریعت مبعوث کرده، واجب است. امّا منظور از اولى الامر، افرادى از مؤمنان هستند که در آنها شرط ایمان و اسلام که عبارت است از اطاعت از خداوند و اطاعت از رسول او و قبول حاکمیت خداوند، وجود داشته باشد.32
طبق این اعتقاد مشاهده میشود که «سید قطب» پس از بیان مفصلى پیرامون این آیه، «اولى الامر» را عمومیت بخشیده و این منصب را مختص به تمامى افرادى که تنها ایمان آورده و اسلام را پذیرفته باشند میداند.
بدون تردید صحابة صدر اسلام به خداوند و پیامبر و دین مبین اسلام ایمان آورده و آنها را پذیرفته بودند و از دستورات و احکام آنها اطاعت میکردند، مسألهاى که از بیان «سید قطب» به ذهن متبادر میشود همان اعتقاد به اجماع امّت است زیرا شخص خاصى تحت عنوان اولى الامر در اینجا مصداق عینى پیدا نمیکند که محل رجوع مسلمانان در حل مشکلات آنان باشد.
«مرحوم سید قطب»، در فراز دیگرى از تفسیر این آیه میگوید: «اندازه و مقدار اطاعت از اولى الامر در حد معروفات و مشروعات خداوند است.33
بنابراین به اعتقاد سید قطب، ولایت اولى الامر که همان ولایت رسول خد صلى الله علیه و آله و سلم است و امرى است که خداوند در حق آنان نسبت به مسلمانان تفویض کرده است، در حد معروفات و مشروعات محدود شده است و این در حالى است که معروفات و مشروعات دین، جزو فروعات آن دین بهشمار میرود نه اصول آن، لذا باید گفت طبق این نظر مسلمانان در اصول خود مرجعى که بتواند پاسخگوى آنان باشد ندارند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. مقدمة ترجمه فى ظلال القرآن، به قلم دکتر خرمدل.
2. ذهبی، التفسیر و المفسرون، 2/548.
3. مجلة پژوهشهاى قرآنی، شمارة 8 ـ 7/62.
4. فى ظلال القرآن، 2/4.
5. اصل الشیعة و اصولها /88.
6. الشیعة و التشیع /11.
7. تبیان، 1/445.
8. همان.
9. تفسیرالمبین /24.
10. فى ظلال القرآن، 1/111.
11. همان.
12. همان. 2/118.
13. همان، 1/111.
14. الکاشف فى تفسیر القرآن، 1/361.
15. واحدى نیشابوری، اسباب نزول/230.
16. همان /231.
17. تفسیر المبین/148.
18. فى ظلال القرآن، 2/920.
19. واحدى نیشابوری، اسباب نزول/234.
20. تفسیر المبین/150.
21. فى ظلال القرآن، 2/938.
22. تفسیر المبین /150.
23. واحدى نیشابوری، اسباب نزول/448.
24. همان /449.
25. مجمع البیان، 8/559.
26. فى ظلال القرآن، 5/2862.
27. همان.
28. المیزان، 16/484.
29. همان/488.
30. همان، 4/588.
31. الکاشف فى تفسیر القرآن، 2/361.
32. فى ظلال القرآن، 2/290.
33. همان.