ا دوست دارم که بحمداللّه من چنین نیستم و اگر هم باشم برای آنکه عظمت و کبریا مخصوص خداوند است آن را ترک میکنم. پس، از ستایش و ثناگویی من پرهیز کنید.31
امام(ع) علاوه بر مردم، به کارگزاران حکومتی و استانداران خود نیز توصیه میکرد که در این امر مراقب خود باشند. حضرت در عهدنامه خطاب به مالک اشتر مینویسد:
بپرهیز از خودپسندی و اطمینان به آن و از اینکه ستایش دیگران را دوست بداری! اینها همه از بهترین فرصتهای شیطان برای نابودی اعمال نیکوکاران است.32
امام دیگران را از کارهایی که به علامت تعظیم انجام میدادند، منع میفرمود و به یکی از یاران خود که پیاده در کنار مرکب امام(ع) راه میرفت، فرمود:
اِرجِعْ فَاِنَّ مَشْیَ مِثْلِکَ مَعَ مِثْلِی فِتْنَةٌ لِلْوالِی وَ مَذَّلَةٌ لِلْمُؤمِنِ.33
بازگرد که حرکت کسانی همانند تو با کسانی چون من فتنهای برای والی و ذلّتی برای مؤمن است.
همچنین وقتی آن حضرت به سوی شهر انبار میرفت، گروهی دیگر از دوستداران وی، پیشاپیش او با سرعت میدویدند. امام از آنان پرسید: این چه کاری است که شما میکنید؟ آنان در پاسخ گفتند: این از آداب و رسوم و اخلاق ماست که به وسیله آن، امرای خود را تعظیم و تکریم میکنیم. حضرت فرمود:
به خدا قسم! امرای شما از این کاری که میکنید، نفعی نمیبرند و شما با این کار هم در دنیا و هم در آخرت خود را به رنج میافکنید و چه پرخسارت است رنجی که به دنبالش عقاب باشد و چه پرفایده است راحتی و آرامشی که به دنبالش امنیت از آتش جهنم باشد.34
ه : مشورت و احترام به فکر دیگران
یکی دیگر از اصولی که حضرت در حکومت خود به آن توصیه میکرد، مشورت با دیگران و استفاده از کمک فکری دیگران است. خداوند در قرآن مجید در مدح و ستایش مؤمنان و در مقام بیان صفات برجسته آنان میفرماید:
وَ اَمْرُهُمْ شُورا بَیْنَهُمْ.35
و کارهایشان به صورت مشورت در میان آنهاست.
و خطاب به پیغمبر به عنوان اینکه زَمام حکومت را در دست دارد، میفرماید: