دستور هجرت به حبشه - Maghaleh
 
 
 












 

دستور هجرت به حبشه

درسهايى از تاريخ تحليلى اسلام جلد 3 صفحه 175

رسولى محلاتى

چنانكه اهل تاريخ و جمعى از مفسرين در تفسير آيه مباركه:

لتجدن اشد الناس عداوة للذين آمنوا اليهود و الذين اشركوا و لتجدن‏اقربهم مودة للذين آمنوا الذين قالوا انا نصارى...» (1) گفته‏اند:

پس از آنكه رسول خدا(ص)فشار و ستم بسيار مشركان‏قريش را بر مسلمانان مشاهده نمود و ناتوانى خود را از كمك به‏ايشان و دفع ستم از آنها ملاحظه كرد دستور هجرت به حبشه رابه ايشان داد و در صدد بر آمد تا بدين وسيله آنها را از شر دشمنان‏آسوده سازد.متن دستور آنحضرت را در اينباره به دو گونه نقل‏كرده‏اند.

نقل اول-روايتى است كه ابن هشام و طبرى و ابن اثير وديگران نقل كرده‏اند كه متن آن چنين است كه بدون ذكر سندگفته‏اند:چون رسول خدا آن وضع را ديد به آنها فرمود:

«لو خرجتم الى ارض الحبشة فان بها ملكا لا يظلم عنده احد،و هى ارض صدق حتى يجعل الله لكم فرجا مما انتم فيه...» (2) .

يعنى-خوب است‏به سرزمين حبشه برويد كه در آنها پادشاهى است‏و در كنار او به كسى ستم نمى‏شود،و آنجا سرزمين راستى است،تاوقتى كه خداوند گشايشى براى شما از اين وضعى كه در آن بسر مى‏بريدفراهم سازد و...

نقل دوم-نقلى است كه در تفسير مجمع البيان نيز بطور مرسل‏نقل كرده و گفته است:رسول خدا(ص)هنگامى كه آنوضع رامشاهده نمود به آنها دستور خروج بسر زمين حبشه را داده فرمود:

«ان بها ملكا صالحا لا يظلم و لا يظلم عنده احد...» (3) كه البته جاى اين بحث و مناقشه هست كه آيا كداميك ازاين دو نقل صحيحتر است زيرا بخاطر قيودى كه در نقل دوم‏است معناى حديث فرق مى‏كند و اين شبهه به ذهن خطورمى‏كند كه شايد در نقل دوم دست تحريف كنندگان و درباريان‏و جيره خواران شاهان و سلاطين دخالت كرده و به قول معروف‏«در ميان دعوا نرخ تمام كرده‏اند»و در ضمن نقل‏يك حديث،خواسته‏اند يك پادشاه صالح و غير ظالمى هم درطول تاريخ از زبان رسول خدا(ص)بدنيا معرفى كرده باشند،همانگونه كه در ذيل حديثى كه از رسول خدا(ص)درباره‏انوشيروان-در داستان ولادت رسول خدا(ص)-نقل شده بوديعنى حديث‏«ولدت في زمن الملك العادل...»و بطور تفصيل‏بحث كرده و ساختگى و مجعول بودن آنرا از روى مدارك معتبرذكر نموديم.

ولى بنظر مى‏رسد در هر دوى نقلهائى كه شده فرمايش رسول‏خدا(ص)نقل به معنى شده و متن دقيق فرمايش رسول خدا(ص)

ذكر نشده باشد،گذشته از آنكه اين دو نقل مسند نيست و مرسل‏است و تنها در روايتى سند آن به ام سلمة مى‏رسد كه آنهم همان‏نقل او است (4) و از اين رو بحث و مناقشه درباره آنها چندان‏موردى ندارد،و البته جريانات بعدى صدق گفتار رسول‏خدا(ص)را طبق نقل اول تا حدودى به اثبات رسانيد.

پى‏نوشتها:

1.سوره مائده آيه 82.

2.سيره ابن هشام ج 1 ص 321،كامل التواريخ ج 2 ص 76 و تاريخ طبرى ج 2ص 70.

3.مجمع البيان ج 3 ص 233.يعنى در آنجا پادشاه شايسته و صالحى است كه به‏كسى ظلم نمى‏كند و كسى نيز در كنار او مورد ظلم و ستم واقع نمى‏شود.

4.سيرة النبويه ابن كثير ج 2 ص 17.

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما