هجرت به حبشه در دو مرحله - Maghaleh
 
 
 












 

هجرت به حبشه در دو مرحله

درسهايى از تاريخ تحليلى اسلام جلد 3 صفحه 198

رسولى محلاتى

مورخين عموما گفته‏اند:مسلمانان دوبار به حبشه هجرت‏كردند بار اول يك گروه چهارده نفره يا پانزده نفره مركب از ده مردو چهار زن،كه در ماه رجب سال پنجم بعثت در نيمه شبى از مكه‏خارج شده و خود را به حبشه رساندند،و اينها حدود سه ماه درآنجا ماندند و در ماه شوال در همان سال پنجم به مكه‏بازگشتند...

و سبب بازگشت آنها نيز آن شد كه به آنها خبر رسيد كه‏اهل مكه مسلمان شده و اختلاف ميان آنها و رسول خدا(ص)

بر طرف گشته (1) و آنها نيز خوشحال و مسرور گشته و بسوى مكه‏بازگشتند ولى به پشت دروازه‏هاى مكه كه رسيدند معلوم شد اين‏خبر نادرست و دروغ بوده و چنانچه گفته‏اند:چند تن از آنهادوباره به حبشه بازگشتند و بقيه نيز هر كدام در پناه يكى ازبزرگان قريش خود را بمكه رسانده و وارد شهر شدند (2) ...

و بار دوم پس از اين هجرت بود كه با هجرت جعفر بن‏ابيطالب و همسرش اسماء بنت عميس شروع شد و بدنبال او جمع ديگرى نيز تدريجا به آنها ملحق شدند و در پايان عدد آنهابه هشتاد و سه مرد و نوزده زن (3) رسيد بجز بچه‏هائى كه همراه آنهابوده‏اند،كه البته اين رقم در صورتى است كه عمار بن ياسر وابو موسى اشعرى را هم جزء آنها بدانيم كه مورد ترديد و اختلاف‏است...و اين آخرين رقمى است كه در هجرت دوم حبشه ذكركرده‏اند،ولى ممكن است‏بگوئيم هجرت به حبشه يك هجرت‏بيش نبوده كه در دو مرحله يا بيشتر انجام شده،چنانچه هجرت‏رسول خدا(ص)و مسلمانان را به مدينه يك هجرت بيشترمحسوب نمى‏دارند اگر چه در طول بيش از يك سال انجام‏گرديده است...

و ما در اينجا نام برخى از سرشناسان ايشان را كه دربخشهاى بعدى نيز نيازمند به دانستن آن هستيم براى شما ذكرمى‏كنيم و بدنبال سخن خود باز مى‏گرديم:

جعفر بن ابيطالب-از بنى هاشم-با همسرش اسماء-كه‏عبد الله بن جعفر نيز از آندو در حبشه بدنيا آمد-كه در هجرت مرحله‏دوم-و برخى هم او را جزء مهاجرين اول دانسته‏اند. (4) زبير بن عوام-از بنى اسد بن عبد العزى-در هجرت اول.

مصعب بن عمير-از بنى عبد الدار-در هجرت اول.

عبد الرحمن بن عوف-از بنى زهرة-در هجرت اول.

عثمان بن عفان-از بنى امية-در هجرت اول كه همسرش رقيه‏دختر رسول خدا(ص)را نيز با خود برد.

عبد الله بن جحش-از بنى اسد بن خزيمة-كه با همسرش‏ام حبيبه دختر ابو سفيان بحبشه هجرت كرد و چنانچه در جاى‏خود مذكور خواهد شد وى در حبشه دست از اسلام كشيد و به‏دين نصرانيت در آمد و همسرش‏«ام حبيبه‏»از او جدا شد و چون‏اين خبر به رسول خدا(ص)رسيد براى نجات يك زن مسلمان وبا ايمان و بزرگ زاده كه در اثر پذيرفتن اسلام و ايمان به‏رسول خدا(ص)از محيط خانواده‏اش دور گشته بود و اكنون دچار يك‏شكست روحى ديگر و مشكلات تنهائى در غربت‏بود نامه‏اى به‏نجاشى نوشت و بوسيله او ويرا براى خود خواستگارى نموده و به‏عقد خود درآورد تا پس از گذشت مدتى زياد بمدينه آمد و درخانه رسول خدا(ص)جاى گرفت‏بشرحى كه بعدا خواهيد خواند-انشاء الله تعالى‏عثمان بن مظعون-از بنى جمح-در هجرت اول-كه با پسرش‏سائب بن عثمان و دو برادرش قدامة بن مظعون و عبد الله بن مظعون‏بدانجا رفت.

عمار بن ياسر-كه از حلفاء و هم پيمانان بنى زهرة بود-در هجرت دوم‏ابو سلمة-از بنى مخزوم-كه با همسرش ام سلمة(كه بعدهابهمسرى رسول خدا در آمد)بحبشه هجرت كردند-در هجرت اول‏عبد الله بن مسعود-از حلفاء و هم پيمانان بنى هذيل-درهجرت دوم‏ابو عبيده جراح-از بنى الحارث-در هجرت دوم.

عبد الله بن حارث-از بنى سهم-در هجرت دوم،و او ازشعراى عرب بود.

پى‏نوشتها:

1.و برخى سبب اين خبر را نيز داستان غرانيق ذكر كرده‏اند كه ما در بخش آينده‏بطلان آن داستان را براى شما بتفصيل ذكر خواهيم كرد.

2.سيرة المصطفى هاشم معروف ص 165.

3.سيرة المصطفى-هاشم معروف-ص 177.

4.چنانچه ابن كثير نيز آنرا ترجيح داده است(سيرة النبوية ابن كثير ج 2 ص 6).

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما