ازدواج حضرت محمد (ص) با عايشه - Maghaleh
 
 
 












 

 

ازدواج با عایشه

کتاب: زندگانى حضرت محمد(ص) ص 277

نویسنده: رسولى محلاتى

از جمله کارهایى که در سال اول هجرت در مدینه انجام شد ازدواج رسول خدا(ص)با عایشه دختر ابو بکر بود که با توضیحاتى که ان شاء الله بعدا در جاى خود خواهیم داد منظور پیغمبر اسلام از این ازدواج بیشتر جلب توجه ابى بکر و قبیله او و تحکیم روابط با آنها بود، و البته عایشه با زیبایى و سن کمى که داشت احیانا مى‏توانست‏به رهبر بزرگوار اسلام کمک کرده و از آن افکار زیادى که داشت و وظیفه مهم و سنگینى را که به عهده گرفته بود رهایى بخشد و گاه گاهى سبب تسکین و آرامشى براى آن حضرت گردد، اما متاسفانه چنانکه بعدا خواهیم خواند به جاى این کار غالبا موجبات ناراحتى آن حضرت را فراهم مى‏ساخت. و مقدمات این ازدواج نیز در مکه انجام شد و مراسم خواستگارى در آنجا به وقوع پیوست اما عروسى و زفاف در مدینه صورت گرفت.

عایشه با اینکه مى‏توانست از افتخار همسرى رهبر بزرگوار اسلام با آن فرصت و امکانات کمال بهره‏هاى معنوى را ببرد اما زندگى پر ماجرا و طولانى او حکایت از حسادتها و رقابتها و توطئه‏هایى چه در داخل زندگى رسول خدا(ص)و چه در خارج که از او نقل شده مى‏کند و بخصوص پس از رحلت رسول خدا(ص)داستان شرکت او در جنگ جمل و همکارى او با طلحه و زبیر بر ضد خلیفه مسلمانان و امیر مؤمنان(ع)او را تا سرحد عصیان و نافرمانى با دستور صریح خدا و پیغمبر پیش برد، و با همه مقامى که اهل سنت‏براى او دست و پا کرده‏اند و او را در ردیف بزرگترین کسانى که از پیغمبر حدیث نقل کرده است آورده‏اند (1) و بلکه مطابق نقل ابن حجر بعضى چون عطاء بن ابى رباح او را فقیه‏ترین و دانشمندترین مردم خوانده‏اند، اما براى این عمل او و برخى اعمال دیگرش بالاخره نتوانسته‏اند محمل صحیحى پیدا کنند، بلکه خودعایشه نیز از آن عملها شرمنده بوده و هرگاه به او ایراد مى‏شد نمى‏توانست پاسخى بدهد تا آنجا که به گفته ابن قتیبه چون هنگام مرگ عایشه فرا رسید بدو گفتند: تو را در کنار پیغمبر دفن کنیم؟گفت: نه، من پس از او کارهایى کرده‏ام که نمى‏بایستى بکنم، مرا با همان برادرانم - یعنى مردم دیگر - دفن کنید و از این رو او را در بقیع دفن کردند، و پس از آنکه حدود 70 سال از سن او گذشت در سال 58 هجرى مرگش فرا رسید.

پى‏نوشت:

1. یکى از شعراى عرب درباره‏اش گفته:

سمعت اربعین الف حدیثا

و من الذکر آیة تنساها[چهل هزار حدیث از پیغمبر شنید، اما یک آیه قرآن را فراموش کرده بود. ]

[ بازگشت ]




چند رسانه ای    نرم افزار    انجمن ها    مراکز    دیگر پایگاهها    ارتباط با ما