آيا اسلام همان فرهنگ عربي قرن هفتم است؟
سؤال: عقيدة اصلي و مركزي اسلام، به هيچ ايمان ديگري اجازه نميدهد تا به آرامي در كنار آن وجود داشته باشد. عامل كليدي در شناخت اسلام، تشخيص اين نكته است كه بايد وضعيت ديني و فرهنگي آن را مقارن قرن هفتم هجري بررسي كرد. محمد، بنيانگذار آن، فرهنگ عربٍ قرن هفتم را در حد قوانين الهي بالا برد. در واقع، اسلام، خدا ساختنِ فرهنگ عربي قرن هفتم است. اسلام اين فرهنگ را در سياست خود، امور خانوادگي، آداب تغذيه، پوشش، و حتي زبان خود تحميل ميكند. در عربيت محمد، شيخ يا رئيسٍ قبايل صحراگرد، قدرت مطلق دارد و همين دليل آن است كه چرا كشورهاي اسلامي بناچار بوسيلة ديكتاتورها يا حاكمان مطلقگرا اداره ميشوند. مسلمانان ادعا ميكنند كه الله همان خدايي است كه مسيحيان و يهوديان آن را عبادت ميكنند اما اين سخني باطل است، الله يك اصطلاح خالصِ عربي است كه به خداي ماه عربها گفته ميشدهٍ. آن (الله) يكي از چند خداياني بوده كه قبلاً در مكه بوده، و بوسيلة يك سنگ سياه ظاهر شده بود. وقتيکه محمد بعدها مكه را گرفت،تمام بتها را در كعبه نابود كرد بجز خداي سنگ را، خداي ماه يعني الله را. سمبلٍ عبادت آن در فرهنگ اسلامي عربي، هلال ماه است كه آن نيز در پرچمهاي هر ملت مسلماني، امروزه ديده ميشود. محمد پيامبر اسلام در 570 ميلادي در مكه بدنيا آمد و در 632 ميلادي از دنيا رفت. در چهل سالگي او مثلاً! شروع به دريافت وحي از جبرئيل نمود. در كتاب مقدس مسلمانان، قرآن چهار نوع گرايش متناقض از اينكه چه اتفاقي افتاده، آورده شده است: خدايي نيست بجز الله، مردم، بندة خدا بودند، آن مردم، مورد حساب و كتاب و پاداش جاودان قرار خواهند گرفت براساس اعمالشان، و بعداً، گفته شد كه كاروانهاي در حال گذر را بدزديد و سر ببريد. قرآن و تاريخ گزارش ميدهند که هزاران تن از مردم كشته شدند، هزار اسير يهودي در يك بار سربريده شدند. دربارة خود قرآن: ادوارد گيبون تاريخ دان آن را بعنوان “يك مجموعهاي از اشعار پريشان رزمي از داستانها، دستورات و سخنوري كه گاهي وقتها، به تاريكي ميخزد و گاهي در ابرها گم ميشود (يعني پريشان است و شفاف نيست...) توصيف ميكند. حقيقت ديگري كه در اسلام وجود دارد آن است كه زنان بعنوان يك نوع دارائي تلقي ميشوند در بيشتر بخشهايي بنيادي آن. شايد به تعداد 75 درصد از زنان مسلمان، ختنةزنان را تحميل ميكنند كه يك سنت بربري و دردناكي است كه انجام ميشود تا آنان را مطيع و سربراه نمايند. امروزه قوانين اسلامي شكنجه، آدم كشيهاي سياسي، بريدن دستها، پاها، گوشها، زبانها،سرها و در آوردن چشمها را در خود دارد. همة اينها به اين خاطر است كه اين جنايتها قسمتي از فرهنگ عرب در قرن 7 بوده است. بنابراين دين اسلام باطل است، با وجود اين، در تمام جهان، اسلام با سرعت تمام در حال رشد است و دومين دين بزرگ جهان نيزمحسوب مي شود، و داخل اروپا، نيز هست. اين واقعيت يك تهديد به راه زندگي غربيِ ما است . جواب: متاسفانه در يكي از روزنامههاي كشور كانادا اين ايرادات بدون ارائه هيچ دليل و مدركي، به اسلام وارد شده است و اينك ما بر آن شدهايم تا پاسخي كوتاه به آن ايرادات بدهيم. سعي ما بر اين است كه بيشتر به آيات قرآن كه معتبرترين سند اسلام و عقايد آن است، استناد نمائيم: اشكال شده كه اسلام عقيدهاي است كه هيچ آئين و عقيده ديگري را تحمل نميكند و نميتواند با صلح و آرامش در كنار ديگر اديان زندگي نمايد. پاسخ اينست كه اين اظهار نظر خلاف صريح بسياري از آيات قرآن است مانند: “قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله ولا نشرك به شيئا ولايتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون“ آل عمران ـ 64 اين آيه شريفه ديگر اديان الهي را به زندگي مسالمت آميز و صلح دوستانه دعوت مينمايد. اشكال شده كه اسلام ديني است مطابق با آداب و رسوم اعراب در قرن هفتم ميلادي در جواب بايد گفت برخلاف اين ادعا، اسلام براي مبارزه با آداب و رسوم اعراب در قرن هفتم ميلادي و هرگونه آداب و رسوم جاهلي آمده و با دعوت مردم به فراگيري علم و دانش، انقلابي در مردم عرب و تمام ملتهايي كه اين دين را پذيرفتند ايجاد نمود مانند ايران و بسياري ديگر از كشورها “و قل رب زدني علما“ طه 114 “فبشر عبادالذين يستمعون القول فيتبعون احسنة“ زمر 18 اشكال كردهاند كه اسلام طرفدار آداب و رسوم قبائل عربي در خودسري و ديكتاتوري سران و شيوخ عرب است در حاليكه قرآن معيار برتري انسانها را به تقوي و پاكي ميداند و امر به اجتناب و پرهيز از ستمگران و عبادت و اطاعت خداوند متعال نموده است. “يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عندالله اتقكم ان الله عليم خبير“ حجرات 13 “ولقد بعثنا في كل امة رسولا ان اعبدو الله و اجتنبوا الطاغوت“ نحل 36 4. اشكال شده كه خداي مسلمانان بتي از بتهاي عرب است و آن سنگ سياهي است كه در آن تجلي يافته و مراد همان خداي “ماه“ است. براي پاسخ به اين ايراد و براي معرفي خداوند از ديدگاه اسلام به قرآن توجه ميكنيم: “ان الهكم لواحد رب السموات و الارض و ما بينهما و رب المشارق“ صافات ـ 4و5 “قال فرعون و ما رب العالمين قال رب السموات و الارض و ما بينهما ان كنتم موقنين.“ شعراء 24 “لقد كفر الذين قالوا ان الله هو المسيح ابن مريم و قال المسيح يا بنياسرائيل اعبدوا الله ربي و ربكم انه من يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة و مأويه النار و مالظالمين من انصار لقد كفر الذين قالوا ان الله ثالث ثلثة و ما من اله لا اله واحد“ مائده ـ 73 اشكال شده كه پيامبر اسلام دستور داده است كه كاروانهاي تجاري را غارت كنند در پاسخ بايد گفت كه اين ادعايي بيدليل و مدرك است. در اسلام دزدي عملي حرام است و در قرآن دستور به قطع دست دزد شده است. “و السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا نكالا من الله و الله عزيز حكيم“ مائده 38 اشكال شده كه قرآن دستور به جنگ و خونريزي و قتل عام هزاران انسان داده است. در پاسخ بايد گفت كه جنگهاي اسلامي عموما جنگهاي آزادي بخش و نجات انسانها از يوق ظلم و ستم ستمگران و يا جنگهاي دفاعي بوده است كه اينك به برخي از آنها اشاره ميشود: “و ما لكم لا تقتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الوالدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القرية الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليا و اجعل لنا من لدنك نصيراً“ نساء ـ 75 اتهام ديگري كه به اسلام زده شده اينست كه اسلام طرفدار شكنجه، قطع دست، پا، گوش، زبان، سر، در آوردن چشم و قتل عامهاي سياسي است و اين نيست مگر آنكه اسلام گرفته شده از آداب و رسوم اعرابي در قرن هفتم ميلادي ميباشد. در جواب بايد گفت كه اسلام براي مبارزه با آداب و رسوم وحشيانه بشريت آمده نه براي تأييد آنها و تنها مستمسك دشمنان اسلام براي نسبت دادن اين اتهامات به اسلام قانون قصاص است. و آن عين عدالت است. يعني اگر كسي چشم شما را آگاهانه و از روي عمد كور كند شما حق داريد كه قصاص كنيد و چشم او را كور كنيد. اگر كسي شما را آگاهانه و از روي عمد بكشد خانواده شما حق دارند او را بكشند. و اين قانون عامل مهمي براي خودداري مجرمان از جرم و جنايت است. “ولكم في القصاص حيوة يا اولي الالباب لعلكم تتقون“ بقره ـ 179 اشكال شده كه اسلام براي زنان ارزش قائل نيست و آنان را در حد اموال و داراي مردان به شمار آورده و آنها را به زور ختنه ميكنند. در پاسخ بايد گفت اين هم اتهامي بيش نيست چرا كه در اسلام ختنه زن واجب نيست و اسلام زن را همچون مرد، ميداند كه ميتواند به تمام كمالات انساني نائل آيد بلكه ميتواند الگويي براي ديگر مردان و يا زنان باشد. “و ضرب الله مثلا للذين ءامنوا امرأت فرعون اذ قالت رب ابن لي عندك بيتا في الجنة و نجني من فرعون و عمله و نجني من القوم الظالمين و مريم ابنت عمران التي احصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا و صدقت بكلمات ربها و كتبه و كانت من القانتين“ تحريم10- 12. [ بازگشت به بالا ]
|