آیا شما پرسشی دارید که پاسخ آن در اینجا نیست؟اینجا کلیک کنید تا آنرا به این بخش اضافه کنید.
پاسخ
كلمهاي كه خليفه دوم قبل از مرگ پيامبر (ص) برزبان آورد
سؤال: پيامبر (ص) قبل از مرگ خود ميخواست چيزي براي مسلمانان بنويسد كه در آن لحظه افرادي كه داخل اطاق بودند ، سروصدا كردند تا اجازه ندهند چيزي را كه ميخواهد بنويسد. عمر بن خطاب كلمه اي گفت كه پيامبر را عصباني كرد. اگر چنين است، آن كلمه (سخن) چيست؟ جواب: كلمهاي كه خليفه دوم برزبان آورد و موجب ناراحتي پيامبر (ص)شد، در بسياري از كتب شيعه و اهل سنت ضبط شده است كه ما در اينجا آنرا از يكي از كتابهاي معتبر اهل سنت[1] نقل ميكنيم: “قال عمر: ان النبي غلبه الوجع...“ يعني عمر گفت: بدرستيكه درد بر پيامبر غلبه كرده است كه چنين كلامي را ميگويد... البته در بعضي روايات اين كلمه به بيان ديگري هم نقل شده است[2].
پی نوشتها: [1] (صحيح بخاري، ج 1، صفحه 42، حديث 114 – چاپ دارالفكر بيروت سال 1419 ه ـ 1998 م) [2] إنَّ الرَّجُلَ لَيَهْجُر(پیامبر (ص) هذیان می گوید...- بحارالأنوار ج : 30 ص : 536و537
سؤال: آيا سادات(آنهائیکه از نسل امام علي (ع) و حضرت فاطمه (س) هستند) دو برابر ثواب وعقاب دارند ؟ در قرآن خوانده ام که: همسران رسول خدا دو برابر ثواب و دو برابرعقاب دارند، چون كه همسران رسول خدا هستند. آيا سادات مانند اينها هستند؟ چرا که از نسل حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه(س) می باشند؟ جواب: در نظام حقوقي اسلام فرقي بين سادات و غير سادات جز در چند مسئله جزئي و مالي (مثل اينکه زکات بر سادات حرام است و خمس براي سادات فقير مباح است و...) هيچ گونه تفاوتي وجود ندارد. همه يکسان هستند ولي به لحاظ اخلاقي، محبت و مودت به فرزندان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و حضرت امير(ع) نوعي تکريم و حرمت نهادن به پيامبر عظيم الشأن اسلام(ص) و حضرت امير(ع) مي باشد. و در قرآن کريم نيز مودت و مهرورزي به خويشاوندان و اهل بيت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله سفارش شده است، آنجا که مي فرمايد: « قُل لا أَسئَلُكمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلا الْمَوَدَّةَ فى الْقُرْبى»[1] بگو: به ازاي آن (رسالت) پاداشي از شما خواستار نيستم مگر دوستي درباره خويشاوندان[2]. که اين گونه محبت هم در واقع به نفع خود انسان ها است و عاملي براي تقرب آنان به خداوند مي باشد. «قل ما سألتکم من اجر فهو لکم»[3]. انسان گاهي زندگي عادي دارد مسلما در چنين شرايطي گناهان او و ثوابهاي او عادي است اما گاهي در مکانت و منزلتي قرار مي گيرد که خوبي و بدي او به پاي مکتب نوشته مي شود و موقعيت او خطير و مورد توجه مي باشد. در چنين حالتي است که اعمال خوب او موجب هدايت ديگران و احيانا لغزشهاي او به شخص ايشان منجر نمي شود، بلکه موجب تسري به ديگران هم خواهد شد چون خواه ناخواه با دين و مکتب پيوندي آشکار برقرار کرده اند مانند زنان پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله که اين عنوان براي آنان جايگاهي ساخته بود که گناه آنان با گناه زنان عادي متفاوت بود. قرآن کريم در اين مورد مي فرمايد: «يَنِساءَ النَّبىِّ لَستنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتنَّ فَلا تخْضعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطمَعَ الَّذِى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً» اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از آنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونهاى هوسانگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد![4]. «يَنِساءَ النَّبىِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَحِشةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضعَف لَهَا الْعَذَاب ضِعْفَينِ وَ كانَ ذَلِك عَلى اللَّهِ يَسِيراً * وَ مَن يَقْنُت مِنكُنَّ للَّهِ وَ رَسولِهِ وَ تَعْمَلْ صلِحاً نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَينِ وَ أَعْتَدْنَا لهََا رِزْقاً كرِيماً» اى همسران پيامبر! هر كدام از شما گناه آشكار و فاحشى مرتكب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و اين براى خدا آسان است، و هر كس از شما براى خدا و پيامبرش خضوع كند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهيم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده كردهايم..[5] با توجه به نکاتي که بيان شد سادات معظم از آن جهت که به پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و ائمه اهل بيت عليهم السلام منسوب هستند در جايگاهي قرار دارند که براي مردم الگو و سرمشق هستند و گناه آنان موجب ضعف و سستي در ايمان مردم عامه مي شود از اين جهت بايد بيشتر مراقب خود باشند، و خوبي آنان موجب رغبت عامه مردم به مذهب حق مي شود. به هر تقدير اين حکم فقط مربوط به زنان پيامبر يا سادات نيست. بلکه هر کسي که در چنين موقعيتي قرار مي گيرد بايد مواظبت جدي داشته باشد و الا گناه او گناهي فردي نيست و در نتيجه عقاب آن هم شديدتر خواهد بود.
چه مقدار دعا مطلوب است و كمي و زيادي آن منوط به چه شرائطي است؟
سؤال: در حديثي از پيامبر(ص) آمده که مقدار دعا، به اندازه ي مقدار نمک بايد باشد (نه زيادتر)«يا اَباذَر، يَكْفى مِنَ الدُّعاءِمَعَ الْبِرِّ ما يَكْفى اَلطَّعامَ مِنَ الْمِلْحِ».[1] از طرفي ديگر از امام صادق (ع) نقل شده که «أكثِرْ مِنَ الدُّعاءِ، فإنّهُ مفتاحُ كلِّ رحمة، ونجاحُ كلِّ حاجة، ولا يُنالُ ما عِندَ اللهِ إلاّ بالدُّعاءِ، وليسَ بابٌ يَكثُرُ قَرعُهُ إلاّ يُوشِكُ أن يُفتَحَ لِصاحِبِهِ» بسيار دعا كن; زيرا دعا كليد هر رحمتى است و مايه روا شدن هر حاجتى و آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمى آيد. هيچ درى نيست كه بسيار كوبيده شود مگر آن كه بزودى به روى كوبنده باز گردد».[2]حال سؤال اين است که چه مقدار دعا مطلوب است و کمي و زيادي آن منوط به چه شرايطي مي باشد؟
جواب: دعا در لغت به معناي خواندن و خواستن است. اين معنا دلالت روشني بر نيازمندي انسان به آفريننده خود دارد. و نيازمندي او دلالت دارد که انساني که سر تا پايش احتياج بلکه وجودش ربط محض است و از خودش هيچ ندارد، از نبود، بود شده «هَلْ أَتى عَلى الانسنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شيْئاً مَّذْكُورا» آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟! [3] بعد هم که قابل ذکر شد براي ادامه حيات خود، هر آن، نياز به لطف و عنايت خداوند دارد تا زنده بماند. مانند لامپي که دائما از نيروگاه برق نيرو مي گيرد تا روشن بماند و اگر يک لحظه ارتباطش با نيروگاه قطع گردد خاموش مي گردد. همانگونه که از آيات و روايات استفاده مي شود، دعا وسيله ارتباط بين خالق و مخلوق است، و پروردگار جهان براي حفظ اين ارتباط دستور فرموده است که بندگان او را بخوانند: «وَ قَالَ رَبُّكمُ ادْعُونى أَستَجِب لَكمْ إِنَّ الَّذِينَ يَستَكْبرُونَ عَنْ عِبَادَتى سيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» "پروردگار شما گفته است: «مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم! كسانى كه از عبادت من تكبّر مىورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مىشوند!"[4] در اين آيه چند نکته قابل توجه است: 1-"و قال ربکم" واژه رب را بکار گرفته و خواسته بما بفهماند شما دستپرورده من هستيد، و شايد بهمين دليل باشد که در آيات زيادي دعاها را اولياء خدا اعم از پيامبران و غير آنها با واژه "رب" شروع مي کرده اند که ارتباط رب و مربوب را فراموش نکنند. 2-با واژه "ادعوني" امر حاضر که دلالت بر وجوب دارد فرموده: مرا بخوانيد. يعني اين خواندن و دعا امري است الزامي. 3-باز تهديد هم نموده که اگر کسي از "دعا" که عبادت من است تکبر ورزد، بزودي ذليلانه او را وارد جهنم مي کنم[5]. پس بايد توجه داشته باشيم که دعا و ارتباط با حضرت حق امري حياتي است و حيات معنوي انسان بستگي به دعا دارد، بلکه ارزش انسان به دعا است.[6] پس در هر حال بايد دعا نمود، و در نمازهاي واجب و مستحب در شبانه روز چندين بار، بعد از نماز، قبل از نماز، دعاي صبحگاهي، و شامگاهان، نيمه شب، شب جمعه، صبح جمعه، موقع خوردن، موقع خوابيدن، بيدار شدن، وقت سوار شدن، پياده شدن، در همه حال به زبان حال و يا به زبان قال بايد خدا را خواند. و گفته شد که دعا بهترين عبادت است آنچه مستجاب شد، که به مطلوب رسيده و آنچه مستجاب نگردد پاداش آنرا در عالم آخرت به انسان داده مي شود. و اگر در حديث فرموده: "يا اباذر يکفي من الدعا مع البر ما يکفي الطعام من الملح" نمي خواهد دعا را محدود به مقدار معلوم يا زمان معين نمايد، بلکه مي خواهد بفهماند اگر کسي عملش نيک باشد، داراي تقواي الهي باشد، يک بار هم بگويد خدا کفايت مي کند و دعايش مستجاب مي گردد. مثلا اگر يک بار بگويد خدايا باران رحمتت را بر ما بباران کفايت مي کند. ولي کفايت معنايش اين نيست که بعد دعا نکند، بلکه وقتي دعايش مستجاب شد تازه بايد خدا را شاکر و ذاکر باشد که دعايش را مستجاب نموده است. و همين روايت که در خود سوال آمده دلالت روشني دارد که: دعا کليد رحمت است و مايه روا شدن هر حاجتي. پس حديث اول مي خواهد شأن عمل را معرفي کند، و نمي خواهد از ارزش دعا بکاهد يا آنرا محدود به زمان و يا مقدار معين نمايد.
پی نوشتها: [1] بحار/74/83 [2] (بحار 93/295) [3] سوره دهر، آيه 1. [4] سوره غافر آيه 60 [5] نمونه، ج 20، ص 146. [6] فرقان، آيه 77: "قُلْ مَا يَعْبَؤُا بِكمْ رَبى لَوْ لا دُعَاؤُكمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسوْف يَكونُ لِزَامَا" بگو: «پروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد؛ شما (آيات خدا و پيامبران را) تكذيب كرديد، و (اين عمل) دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد!» به همين دليل پيامبر (ص) دعا را مغز عبادت معرفي نموده است: "الدعاء مخ العباده" دعا مغز عبادت است. و نيز خداوند براي خواندن و دعا نمودن قيدي معين نکرده اند. بطور مطلق فرموده: 1- هر چه ميخواهي بخواه، البته جزء محالات نباشد. 2- هر وقت که ميخواهي دعا کن، اگر چه بعضي از اوقات بهتر است. 3- هر جا که خواهي خدا را بخوان، بيابان و خيابان ندارد. 4- با هر زبان که ميخواهي خدا را بخوان.